تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
عثمان بن زياد است كه مىگويد : « به ابى عبد اللّه ( عليهم السّلام ) گفتم : براى من به ذمّهء مردى دينى است و او مىخواهد خانه‌اش را بفروشد و به من بدهد ؛ پس حضرت صادق ( عليهم السّلام ) فرمود : تو را به پناه خدا مىبرم از اين كه او را از سر سايه‌اش بيرون كنى » « 1 » . بلكه بعد از داستان ابن ابى عمير ( رضوان اللّه عليه ) « 2 » مقتضاى احتياط و پرهيزكارى در دين همان است . ( 1 )

مسألهء 15 - اگر متاع يا سلعه يا مزرعه‌اى زيادتر از مستثنيات داشته باشد كه جز با كمتر از قيمت به فروش نمىرود

، واجب است در وقت حلول دين و مطالبهء صاحب آن ، آنها را براى اداى دين بفروشد . و براى او تأخير انداختن و انتظار كسى را كشيدن كه آن را به قيمت بخرد ، جايز نيست ، ولى اگر مبلغى كه به آن فروش مىرود خيلى زيادتر از قيمت آن كمتر باشد به طورى كه فروش آن به آن مبلغ تضييع و اتلاف مال حساب شود ، بعيد نيست فروش آن واجب نباشد . ( 2 )

مسألهء 16 - كما اين كه بر شخص تنگدست ، اداى دين واجب نيست ، بر طلبكار هم حرام است كه با مطالبه و خواستن طلب ، او را در تنگنا و زحمت قرار دهد

بلكه واجب است او را تا يسر و توانايى پيدا كردن مهلت بدهد . ( 3 )

مسألهء 17 - سهل انگارى در اداى دين طلبكار ، با داشتن قدرت ( بر اداء ) معصيت است

، بلكه در صورتى كه توانايى پرداخت هم ندارد ، واجب است كه نيّت اداى آن را بنمايد به اين كه تصميمش اين باشد هر وقت متمكن شود آن را بپردازد . ( 4 )

گفتارى دربارهء قرض ( وام دادن )

( 5 ) و آن عبارت است از اينكه مالى را به ضمان ملك ديگرى نمايند ، به اين كه به عهدهء او باشد كه خود آن مال يا مثل يا قيمت آن را بپردازد . و به تمليك‌كننده « مقرض وام‌دهنده » و به قبول كنندهء ملك « مقترض وام گير » و « مستقرض وامخواه » گفته مىشود . ( 6 )

مسألهء 1 - وام گرفتن بدون احتياج مكروه است

و با داشتن نياز ، كراهت آن سبك مىشود و هر اندازه نياز سبك تر شود ، كراهت شدّت پيدا مىكند ، و هر چه نياز شديد شود كراهت ( آن ) سبك مىشود تا اين كه به كلى از بين مىرود ؛ بلكه چه بسا قرض كردن واجب است در صورتى كه امر واجبى بسته به آن باشد ، مانند حفظ جان يا عرضش و مانند آن . و براى كسى كه چيزى ندارد كه با آن دينش را وفا كند و انتظار حصول آن را ( هم ) ندارد ، احتياط آن است كه وام نخواهد مگر در وقت ضرورت ؛ يا وقتى كه كسى كه از او وام خواسته ، حال او را بداند . ( 7 )

مسألهء 2 - قرض دادن به مؤمن ، مخصوصا براى صاحبان نياز ، از مستحبات مؤكّد مىباشد

به
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 13 ، ص 94 . ( 2 ) من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 117 .
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 635 | السيد الخميني / اسلامى