تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
خودش را از او بگيرد ، و متعينا مال او مىشود و حصهء ديگرى بر ذمّهء او باقى مىماند ، و اين از باب تقسيم دين نيست . ( 1 )

مسألهء 10 - هنگام رسيدن وقت دين و مطالبهء طلبكار ، بر بدهكار واجب است به هر وسيله‌اى در اداى آن سعى نمايد

و لو اين كه با فروختن سلعه و كالا و مزرعه‌اش باشد يا مطالبه كردن از كسى كه به او بدهكار است و يا اجاره دادن املاكش باشد و غير اينها . و آيا كسب‌كردنى كه از نظر شرف و توانايى شايستهء او است بر او واجب است ؟ دو وجه بلكه دو قول است ، كه احوط آنها همين واجب بودن است ، خصوصا در جايى كه نيازى ندارد خود را به زحمت اندازد و خصوصا در مورد كسى كه شغلش كسب كردن است . بلكه وجوب آن در اين صورت ، قوى است ؛ البته خانهء مسكونى و لباسش كه و لو براى آراستن خود به آن احتياج دارد و چارپاى سوارىاش در صورتى كه اهل سوار شدن آن باشد و به آن محتاج باشد . بلكه ضروريات منزلش از فرش و پوشش و ظروفى كه براى خوردن و آشاميدن و پختنش و لو براى ميهمانهايش است ، - ( همهء اينها ) استثنا مىشود - ؛ و بايد در همهء اينها رعايت مقدار نيازش بر حسب شخصيت و حال خودش را بنمايد ، و اينكه وى به طورى باشد كه اگر مكلّف به فروش اينها شود در سختى و شدت و مشقّت و كمبود قرار گيرد . و همهء اينها از مستثنيات دين مىباشد نه خصوص بعضى از مذكورات ، بلكه بعيد نيست كه كتابهاى علمى براى اهل آن به مقدارى كه به حسب حال و مرتبهء او ، مورد نيازش باشد جزء استثناءات دين شمرده شود . ( 2 )

مسألهء 11 - اگر خانهء مسكونيش بيشتر از آنچه احتياج دارد باشد ، بايد در آن مقدارى كه مورد نيازش است ساكن شود

و اضافى را بفروشد . يا خانه را بفروشد و پائين‌تر از آن را كه مناسب حالش است ، بخرد ؛ و اگر داراى چند خانه باشد كه براى سكونت به همهء آنها احتياج دارد ، هيچ‌كدامشان را نمىفروشد . و همچنين است حال سوارى و لباسها و مانند اينها . ( 3 )

مسألهء 12 - اگر نزد او خانه‌اى باشد كه بر او وقف شده و براى سكونت او كفايت مىكند

و سكونتش در آن موجب منقصت و شكست نمىباشد ، و خانهء مملوكى هم داشته باشد احتياط آن است كه خانهء ملكيش را بفروشد . ( 4 )

مسألهء 13 - خانهء مسكونى وقتى به منظور پرداخت بدهى فروخته نمىشود كه مديون زنده باشد

، پس اگر بميرد و غير از خانه مسكونيش چيزى نگذاشته باشد ، يا چيزى گذاشته باشد ولى دين او همه را فراگير ، و يا همچون فراگير باشد ، بايد خانه فروخته شود و در آن مصرف گردد . ( 5 )

مسألهء 14 - معناى اين كه خانه و مانند آن از مستثنيات دين است اين است كه براى اداى دين ، مجبور به فروش آن نمىشود

و فروختن بر او واجب نيست . و امّا اگر براى پرداخت بدهى ، راضى به فروش آن باشد براى طلبكار جايز است آن را بگيرد ؛ البته سزاوار است كه راضى به فروش مسكنش نشود و او سبب فروش آن نگردد اگر چه بدهكار به آن راضى باشد . كه در خبر