( 1 )
كتاب دين و قرض
( 2 ) « دين » ، مالى است كلى ، كه در ذمّهء شخصى براى شخص ديگر به سببى از اسباب ، ثابت است . و به كسى كه ذمهاش به آن مشغول ( و بدهكار ) است ، « مديون و مدين » ، و به ديگرى ( كه طلبكار است ) « دائن و غريم » گفته مىشود . و سبب آن يا قرض كردن است ، و يا امور اختيارى ديگرى است ؛ مانند اين كه آن مال كلى در سلم ، مبيع و يا در نسيه ، ثمن و يا در اجاره ، اجرت و يا در ازدواج ، صداق و يا در خلع ، عوض قرار داده شود و غير اينها . و يا ( سبب آن ) امور غير اختيارى و قهرى است ؛ كما اين كه در موارد ضمانات و نفقهء زوجهء دائم و مانند اينها مىباشد . و دين احكام مشتركى دارد ، و احكامى ( هم ) كه اختصاص به قرض و وام دارد .
( 3 )
گفتارى دربارهء احكام دين
( 4 )
مسألهء 1 - دين ، يا « حالّ » است ( كه وقت پرداختنش رسيده است ) پس دائن حق مطالبه و درخواست پرداخت آن را دارد .
در صورت تمكن و دست باز بودن بر مديون واجب است در تمام اوقات ، آن را ادا كند . و يا سررسيددار است ، پس دائن حق مطالبهء آن را ندارد ، و دادن آن بر مديون واجب نيست ، مگر بعد از گذشت مدتى كه قرار داده شده ، و رسيدن سررسيد آن ؛ و تعيين سررسيد گاهى به قرارداد دائن و مديون است ، همانگونه كه در سلم و نسيه است ، و گاهى با