تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
و حفظ مىشود براى چارپا ، و طويلهء اين چنينى براى گوسفند . و خلاصه در جايى آنها را حفظ نمايد كه با توجّه به آن عرفا ضايع‌كننده و كوتاهىكننده و خائن شمرده نشود حتى در جايى كه امانت‌گذار بداند كه امانتدار جاى محفوظى براى آن ندارد كه بعد از آن كه آن را قبول كرد بر او واجب است - به عنوان مقدمهء حفاظت آن كه بر او واجب است - ، جاى محفوظى تهيه كند ، و همچنين بر او واجب است به هر چه در حفاظت آن از معيوب شدن و تلف ، مؤثر است اقدام كند . مانند لباس در صورتى كه از پشم يا ابريشم باشد در تابستان آن را پهن كند ( تا هوا بخورد ) . و چارپا را علف و آب بدهد و آن را از سرما و گرما حفظ كند پس اگر در اين كارها اهمال كند ، ضامن امانت مىشود . ( 1 )

مسألهء 8 - اگر امانت‌گذار جاى خاصى را براى حفاظت وديعه معين كند

و از تعيين او تقيّد به آنجا فهميده شود بايد به آن اكتفا نمايد . و بعد از آنكه در آنجا قرارداد منتقل نمودنش به غير آن جائز نيست ، گرچه محفوظتر باشد ، پس اگر آن را از آنجا منتقل كند ضامن آن مىشود . ولى اگر در آن محل خاص در معرض تلف باشد انتقال آن به جاى ديگر محفوظتر جائز است ، و ضمانى بر او نيست حتى در صورتى هم كه مالك از آن نهى كرده باشد به اين كه گفته باشد : آن را منتقل نكن اگر چه تلف شود . اگر چه در اين هنگام ، در صورت امكان احتياط اين است كه به حاكم شرع مراجعه نمايد . ( 2 )

مسألهء 9 - اگر وديعه در دست امانتدار بدون آن كه زياده‌روى و كوتاهى از او سرزند ، تلف شود

ضامن آن نمىباشد ، و همچنين است اگر ظالمى آن را به زور از او بگيرد . چه از دست او بگيرد يا به او دستور دهد كه خودش به او ردّ كند و او هم مجبورا به او بدهد ، ولى اگر خود امانتدار سبب اين باشد و لو از جهت اين كه به او خبر وديعه را بدهد يا آن را در جايى ظاهر كند كه مظنهء رسيدن به ظالم باشد ، ضامن شدن او قوى است پس در اين صورت بعيد نيست دست او به دست ضمان منقلب شود چه ظالم به امانت دست يابد يا نه . ( 3 )

مسألهء 10 - اگر با وسائلى كه موجب سلامت وديعه است ، بتواند جلو ظالم را بگيرد

، واجب است حتى اگر جلوگيرى از ظالم متوقف بر اين باشد كه به دروغ وديعه را انكار كند بلكه قسم بر انكار آن بخورد ، جائز بلكه واجب است ؛ پس اگر ( چنين ) نكرد ضامن مىباشد ، و در وجوب توريه بر او در صورت امكان اشكال است كه احتياطش همين ( وجوب توريه ) است ولى اقواى آن ، عدم وجوب است . ( 4 )

مسألهء 11 - اگر مدافعه و جلوگيرى او از ظالم به ضررى بر بدنش از جراحت و غيره ، يا هتكى در عرضش ، يا خسارتى در مالش ، منتهى شود

، تحمّل آن واجب نيست بلكه در غير آخرى ( كه خسارت مالى است ) جائز نيست بلكه در بعضى از مراتب خسارت بر مال هم جائز نمىباشد . بله اگر آنچه مترتب بر دفاع مىشود جدا مختصر باشد بطورى كه غالب مردم آن را تحمل