( 1 )
كتاب وديعه
( 2 )
وديعه عقدى است كه نائب گرفتن را در حفاظت فايده مىدهد .
يا آنكه وديعه نائب گرفتن در حفظ است . و به عبارت ديگر وديعه قرار دادن مال نزد ديگرى است تا آن را براى مالكش حفظ نمايد . و چه بسا بر خود مالى كه ( نزد او ) نهاده شده اطلاق وديعه مىشود . و به صاحب مال ، « مودع » و به آن غير ، « ودعى و مستودع » گفته مىشود . و به ايجاب احتياج دارد ، و آن هر لفظى است كه دلالت بر آن نائب گرفتن كند مثل اين كه مىگويد : « اين مال را به وديعه نزد تو مىگذارم » يا « آن را حفظ كن » يا « اين مال وديعه نزد تو است » و مانند اينها . و ( احتياج ) به قبولى ( دارد ) كه دلالت بر راضى بودن به نيابت در حفظ كند . و عربى بودن در آن معتبر نيست بلكه با هر زبانى واقع مىشود ، و جايز است كه ايجاب با لفظ ، و قبول با فعل باشد ، به اين كه بعد از ايجاب ، آن را براى حفظ تحويل بگيرد ؛ بلكه با معاطات ( و دادوستد فعلى نيز ) صحيح است به اين معنى كه جهت حفظ ، به او تسليم نمايد و او هم به همين منظور تحويل بگيرد .
( 3 )
مسألهء 1 - اگر مثلا لباسى را نزد كسى پرت كند و بگويد : « اين وديعه نزد تو است »
، پس اگر با قول يا فعلى كه دلالت بر قبول كند ، آن را بپذيرد ، وديعه مىشود . و در تحقق يافتن وديعه به سكوتى كه دلالت بر رضا مىكند اشكال است ، و اگر آن را قبول نكند وديعه نمىشود ، حتى در جايى كه آن را به همين قصد نزد او انداخته و برود و آن را نزد او واگذارد ، و در اين صورت ضمانى بر آن شخص نيست ؛ اگر چه احتياط آن است كه در صورت امكان ، اقدام به حفظ آن نمايد .
( 4 )
مسألهء 2 - وقتى قبول وديعه جائز است كه بر حفظ آن قدرت داشته باشد
پس كسى كه ( از حفظ آن ) ناتوان است ، بنابر احتياط قبول آن براى او جائز نيست مگر اين كه مودع از او ناتوانتر