تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
دهد ، سپس بعد از آنكه گيرندهء عاريه آنها را در ساختمان به كار گذاشت ، برگردد . ( 1 )

مسألهء 12 - عين عاريه‌اى ، در دست گيرندهء عاريه امانت است

كه اگر تلف شود ضامن نيست مگر اين كه زياده روى يا كوتاهى نمايد ولى اگر شرط ضمان كند ، ضامن آن است اگر چه تعدّى و تفريطى نباشد ، كما اين كه اگر عين عاريه‌اى طلا يا نقره باشد مطلقا ضامن آن مىباشد مگر اين كه شرط سقوط ضمان شود . ( 2 )

مسألهء 13 - براى عاريه‌گيرنده ، نه عاريه دادن عين عاريه‌اى ، و نه اجاره دادن آن جائز نيست

مگر اين كه به اذن مالك باشد ؛ پس در اين صورت عاريه دادن او در حقيقت عاريه دادن مالك است و وى از جانب مالك وكيل و نايب است ، پس اگر عاريه‌گيرنده ( اوّل ) بعد از اين از قابليّت عاريه دادن ، خارج شود مثل اينكه ديوانه شود ، عاريه دوم به حال خودش باقى مىماند . ( 3 )

مسألهء 14 - اگر عين ( عاريه‌اى ) با فعل گيرندهء عاريه ، تلف شود

چنانچه به سبب استعمالى باشد كه در آن مأذون بوده بدون آنكه از حدّ متعارف ، تعدّى نموده باشد ، ضمانى بر او نيست . و اگر به سبب ديگر باشد ضامن آن مىباشد . ( 4 )

مسألهء 15 - عاريه‌گيرنده فقط با برگرداندن عين عاريه‌اى به مالك آن يا وكيل يا ولى او از عهده ( و ضمان ) آن بيرون مىآيد .

و اگر آن را به محل حفظ و حراست آن كه ( اين عين عاريه ) در آن بوده ، برگرداند بدون آن كه دست مالك و اذن او باشد برائت پيدا نمىكند ، مانند اين كه چارپا را بدون اذن مالك به اصطبل برگرداند و در آن ببندد سپس تلف شود يا شخصى آن را تلف كند . ( 5 )

مسألهء 16 - اگر عينى را از غاصب عاريه بگيرد

، پس اگر غصبى بودن آن را نداند ، قرار ضمان بر غاصب آن است ، پس اگر در دست عاريه‌گيرنده يا نه در دست او بعد از وقوع دستش بر آن تلف شود . مالك حق دارد به هر كدام از غاصب و مستعير رجوع كند و عوض مالش را بگيرد . پس اگر به گيرندهء عاريه رجوع نمايد او به غاصب رجوع مىكند . و اگر به غاصب رجوع كند ، او حق رجوع به گيرندهء عاريه را ندارد . و همچنين است نسبت به عوض منفعتى كه مستعير آن را برداشت كرده و منافع ديگرى كه با ضامن بودن او از بين رفته است ، كه اگر در مورد آنها به عاريه‌گيرنده رجوع نمايد او به غاصب رجوع مىكند ، نه در عكس آن ( كه اگر به غاصب رجوع نمايد او حق رجوع به مستعير را ندارد ) . و امّا اگر مستعير غصب را مىدانسته اگر مالك به او مراجعه كند ، مستعير حق رجوع به غاصب را ندارد . بلكه مطلب بر عكس است كه اگر مالك به غاصب رجوع نمايد در صورتى كه در دست مستعير تلف شده باشد ، غاصب به مستعير مراجعه مىكند . و بعد از آنكه علم به غصبيّت پيدا كرد - جائز نيست عين را به غاصب برگرداند بلكه واجب است آن را به مالك برگرداند .