اطلاق ( نيز ) جايز است به اين كه بگويد : « اين چارپا را به تو عاريه دادم » پس ( به دنبال آن ) استفاده كردن از آن به هر منفعتى كه دارد و مباح است جايز مىباشد . ولى چه بسا بعضى از استفادهها مخفى مىباشد كه در اطلاق مندرج نمىباشد ، كه در مانند آن بايد يا به آن تصريح شود ، يا عموم آن طورى باشد كه شامل آن هم بشود و اين چنين استفاده مخفى مانند دفن كردن ؛ زيرا دفن اگر چه يكى از جهات استفاده از زمين است ليكن اطلاق ، آن را نمىگيرد .
( 1 )
مسألهء 8 - عاريه از هر دو طرف جائز است
پس عاريه دهنده هر وقت بخواهد مىتواند برگردد ، و عاريه بگير هم در ردّ آن چنين حقى دارد . ولى در خصوص عاريه دادن زمين براى دفن كردن ، بعد از آنكه زير خاك شد ، برگشت در آن و نبش قبر بنابر احتياط جائز نيست ، و امّا قبل از آن حق برگشتن دارد حتى بعد از نهادن ميت در قبر و قبل از آنكه او را زير خاك كنند ، و در صورتى كه عاريه دهنده ، بعد از نهادن ميت در قبر برگردد اجرت كندن قبر و مخارج آن به عهدهء او نمىباشد ، كما اين كه بر ولىّ ميت ، پر كردن گودال - بعد از آنكه با اذن عاريه دهنده بوده - واجب نيست .
( 2 )
مسألهء 9 - با موت عاريه دهنده ، عاريه باطل مىشود
، بلكه با از بين رفتن سلطهء او بواسطه ديوانگى و مانند آن ( نيز باطل مىشود ) .
( 3 )
مسألهء 10 - ، برگيرندهء عاريه واجب است اكتفا به همان منفعتى كند كه عاريه دهنده آن را تعيين كرده است
كه تعدّى از آن به غير آن برايش جائز نيست ، و لو اين كه ضررش بر معير پايينتر و كمتر باشد . و همچنين واجب است در كيفيّت استفاده از آن به آنچه عادت مردم بر آن جارى است اكتفا نمايد . پس اگر چارپايى را براى باربرى به او عاريه دهد بجز به مقدار معمول نسبت به اين حيوان و نسبت به اين بار و زمان و مكان نبايد بر آن بار كند . پس اگر از جهت نوع يا كيفيّت ، تعدّى كند غاصب است و ضامن مىباشد ، و اگر در نوع استفاده بردن تعدّى كرده باشد بر او واجب است اجرت منفعتى را كه استفاده كرده است بپردازد . و امّا اگر در كيفيت استفاده ، تعدى كند بعيد نيست كه بر او اجرت استفادهء بيشتر واجب باشد .
( 4 )
مسألهء 11 - اگر به او زمينى را براى ساختن يا كاشتن درخت ، عاريه بدهد حق برگشتن دارد
و مىتواند گيرندهء عاريه را بركندن آنها ملزم نمايد ، ليكن تفاوت آن بر او واجب است ، و همچنين است در مورد عاريه دادن زمين براى زراعت ، در صورتى كه قبل از آنكه زراعت آن برسد ، برگردد . و احتمال دارد كه در صورتى كه عاريهگيرنده به بقاء آن با اجرت راضى باشد عاريه دهنده حق نداشته باشد او را ملزم به كندن زراعت كند . و احتمال دارد الزام او ( به كندن ) بدون ارش ، جائز باشد . و اين مسأله با شقوق آن ، جدا مشكل است ؛ پس در نظاير آن احتياط نمودن به مصالحه و تراضى ترك نشود . و مانند اين ، جايى است كه تيرهايش را براى سقف زدن عاريه