تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
( 1 )

كتاب عاريه

( 2 ) عاريه مسلط كردن بر عين است تا بطور تبرع از آن انتفاع ببرد . و يا عاريه عقدى است كه نتيجه‌اش اين است ، و يا نتيجه‌اش تبرّع نمودن منفعت آن است . و عاريه از عقود است ، احتياج به ايجاب دارد با هر لفظى كه عرفا در اين معنى ظهور داشته باشد - مانند قول شخص : « به تو عاريه دادم » يا : به تو اذن دادم كه از آن انتفاع ببرى . يا : استفاده كن از آن . يا : بگير آن را تا از آن استفاده كنى . و مانند اينها - و ( احتياج ) به قبول ( دارد ) و قبول عبارت از هر چيزى است كه رضايت به آن را فايده بدهد ؛ و جايز است كه به كار باشد به اين ترتيب كه بعد از آن كه عاريه دهنده به اين عنوان عاريه ايجاب را گفت ( عاريه‌گيرنده ) آن را بگيرد . بلكه ظاهر آن است كه با معاطات ( هم ) واقع مىشود مثل اين كه پيراهنى را به او بدهد تا آن را بپوشد و او هم براى همين منظور بگيرد . يا ظرف و بساطى را به او بدهد تا به كار ببرد و او هم آن را بگيرد و به كار ببرد . ( 3 )

مسألهء 1 - لازم است عاريه دهنده مالك منفعت باشد

، و صلاحيت تصرف را داشته باشد ؛ پس عاريه دادن غاصب ، عين يا منفعتى را صحيح نيست . و در جاى شدن فضولى در عاريه كه با اجازه مالك صحيح شود وجه قويى است . همچنين عاريه دادن بچه و ديوانه و كسى كه بخاطر سفاهت يا بىپولى محجور است صحيح نيست مگر اين كه با اذن ولىّ يا طلبكارها باشد . و در اينكه عاريه دادن بچه به اذن ولىّ صحيح باشد ، احتمالى هست كه خالى از قوت نيست . ( 4 )

مسألهء 2 - شرط نيست عاريه دهنده مالك عين باشد

بلكه مالك منفعت بودن از طريق اجاره ، يا از اين جهت كه براى وى در وصيتى به آن وصيت شده است كفايت مىكند . ولى اگر در اجاره شرط شده باشد كه شخص خودش از آن برداشت منفعت كند حق عاريه دادن آن را ندارد .