برگرداندن چارپاى گمشده است و همچنين تمام كردن خياطى است ، براى او اجرت مثل است و مسأله محل اشكال است پس ترك احتياط به رضايت و مصالحه در هر حال سزاوار نيست .
( 1 )
مسألهء 16 - آنچه ذكر كرديم - از اين كه عامل در هر حال مىتواند از كارش رجوع كند
اگر چه بعد از دست زدن و مشغول شدن باشد - در صورتى است كه به پايان نرساندن كار ضررى بر جاعل نداشته باشد و گرنه بعد از شروع در كار واجب است آن را تمام كند . مثلا اگر جعاله بر جراحى چشم يا بعضى از كارهايى واقع شود كه در اين زمانها بين اطباء متداول است ، بعد از دست زدن و شروع در آن ، براى او جايز نيست از آن دست بردارد ؛ زيرا اصلاح و معالجه بر تكميل آن متوقف است ، و در تكميل نشدن آن فساد است . و اگر از آن دست بكشد در مانند آن مستحق چيزى نسبت به آنچه عمل كرده است نمىباشد ، براى آنكه جعل در اين گونه موارد ، بر تمام كردن عمل است ، بنابراين اگر فرض شود كه جعل بر عمل است ( نه بر تمام كردن آن ) مانند خياطى لباس ، ظاهر آن است كه نسبت به آنچه عمل كرده به نسبت مستحق مىباشد و ضررى كه وارد مىشود تاوانش بر او است .