( 1 )
مسألهء 3 - كما اين كه اجاره ( اجير شدن ) بر واجبات عينى بلكه احتياطا بر واجبات كفايى - بنابر تفصيلى كه در كتاب اجاره گذشت - صحيح نيست
، جعاله ( نيز ) طبق اجاره ، بر آنها صحيح نمىباشد .
( 2 )
مسألهء 4 - در جاعل ، صلاحيت اجاره نمودن از جهت بلوغ و عقل و رشد و قصد و اختيار و محجور نبودن معتبر است .
و امّا عامل در وى چيزى معتبر نيست مگر امكان انجام دادن كار بطورى كه عقلا يا شرعا مانعى از آن نداشته باشد ، پس اگر جعاله را بر جارو كردن مسجد قرار دهد ، حصول آن شرعا از جنب و حائض ممكن نيست ، پس اگر آنها مسجد را جارو كنند ، براى اين كار مستحق چيزى نمىشوند . و در عامل نافذ بودن تصرف معتبر نيست ، پس جايز است عامل بچهء مميز باشد اگر چه به غير اذن ولى باشد بلكه بنابر اظهر و اگر چه مميز نباشد يا ديوانه باشد . پس همهء اينها با كارشان مستحق جعل قرار شده مىشوند .
( 3 )
مسألهء 5 - در جعاله جايز است كه كار مجهول باشد به آن قدرى كه در اجاره بخشيده نيست
، پس وقتى بگويد : « كسى كه چارپايم را برگرداند براى او چنين است » صحيح است اگر چه مسافت را معين نكند ، و اگر چه مشخصات چارپا را ذكر نكند با اين كه چارپاها در آسانى و سختى پيدا كردن آنها شديدا اختلاف دارند . و همچنين جايز است جعاله را بر مردّد واقع سازد ( چه ) با يكى بودن جعل ، مثل اين كه بگويد : « كسى كه اسبم يا الاغم را برگرداند براى او چنين است » . يا با اختلاف جعل ، مثل اين كه بگويد : « كسى كه اسبم را برگرداند براى او ده مىباشد ، و كسى كه الاغم را برگرداند برايش پنج مىباشد » . البته بر مجهول و مبهم صرف ، بطورى كه عامل نتواند آن را تحصيل كند ، جايز نيست ، مثل اين كه اگر بگويد : « كسى كه چيزى را كه از من گم شده ، برگرداند برايش چنين است » . يا « كسى كه حيوانى را كه از من گم شده برگرداند برايش چنين است » و به هيچ وجهى آن را تعيين نكند . همهء اينها در عمل است .
و امّا عوض بايد از جهت جنس و نوع و وصف ، بلكه از جهت مقدار با پيمانه يا وزن يا شماره - در صورتى كه از آنها باشد - معيّن شود ، پس اگر آنچه را كه در دست يا كيسه دارد ، عوض قرار دهد ، جعاله باطل است ولى ظاهر آن است كه عوض قرار دادن قسمت معينى از آنچه را بر مىگرداند و لو اين كه مشاهده و توصيف هم نشده باشد . صحيح است ، و همچنين صحيح است كه براى دلّال آنچه را اضافه بر سرمايه شود قرار دهد مثل وقتى كه بگويد : « اين مال را به اين قدر به فروش و زيادتر از آن مال خودت » كما اين كه در ما سبق گذشت .
( 4 )
مسألهء 6 - هر موردى كه بخاطر مجهول بودن ، جعاله باطل شود عامل استحقاق اجرة المثل را دارد
و ظاهر آن است كه از اين قبيل است آنچه متعارف است كه براى كسى كه وى را بر بچهء گمشدهاش يا چارپاى گمشدهاش راهنمايى كند . شيرينى مطلق قرار مىدهد .