مانند بعضى حكومتهايى كه در اين زمانها تشكيل شده است ( حكومتهاى جمهورى ) و براى تعميم حكم ( زمينهاى خراجيّه ) به غير آن - مانند چيزهايى كه جائرى از اراضى صلح و يا زمينهايى كه موات بوده و به احياء مالك شدهاند مىگيرد - وجهى است كه خالى از قوّت نيست .
( 1 )
مسألهء 2 - اقوى آنست كه تمام هزينهها بدون فرق بين مخارج قبل از تعلق گرفتن زكات و بعد از آن از حاصل كسر مىشود
، و احتياط آنست - اگر اقوى نباشد - كه ( رسيدن به ) نصاب ، قبل از كسر كردن مخارج اعتبار مىشود ؛ پس اگر با اجتماع ساير شرايط به حدّ نصاب برسد ، زكات به آن تعلّق مىگيرد امّا هزينهها از تمامى آن كسر مىشود سپس يك دهم يا يك بيستم از باقيمانده را - كم باشد يا زياد - پرداخت مىشود . و اگر مخارج ، تمامى حاصل را فرا بگيرد پس زكات ( واجب ) نيست . و مقصود از « هزينه » ، تمام مخارجى است كه مالك براى خود حاصل تحمّل كند و در به عمل آوردن ، نگهدارى و جمعآورى آن صرف نمايد ؛ مانند بذر ، پول آبى كه براى آبيارى آن خريدارى كرده ، و اجرت كشاورز ، و بذركار ، و نگهبان ، و آبيار ، دروگر ، و خرمنكوب ، و اجرت گاوهايى كه جهت زراعت اجاره مىكند و اجرت زمين اگر چه غصبى باشد و قصد دادن اجرت را به مالك نداشته باشد ، و مخارج خشك كردن حاصل و اصلاح درختان خرما ، و هموار كردن زمين و لايروبى جوى بلكه مخارج احداث جوى اگر زراعت و يا درختان خرما و انگور به آن نياز داشته باشد . و ظاهر آن است كه آنچه را مالك بستان براى حفر چاه يا نهر و يا ساختن دستگاه آبكشى و يا ديوار و مانند آن كه از مخارج تعمير بستان به حساب مىآيد نه از هزينه ميوهء آن ، جزء مخارج حاصل نيست ( و كسر نمىشود ) . البته اگر اين مخارج را كسى كه با خريدن و مانند آن حاصل را مالك شده بخاطر حاصلى كه خريده و يا با اجاره مالك آن شده است متحمل گردد جزو هزينهاش حساب مىشود . و ( در هر حال ) اجرت مالك اگر خودش كار كرده باشد جزء مخارج حساب نمىشود ، و همچنين اجرت كسى كه تبرّعا براى او كار كرده ، و اجرت زمين و گاوها اگر ملك خود مالك باشد ( جزء مخارج حساب نمىشود ) ، بلكه احتياط آن است كه پول خريد گاوها و آلات و ابزارى را كه براى كشت كردن و آبيارى ، خريدارى كرده و عين آن بعد از برداشتن حاصل باقى مىماند حساب نكند . البته در حساب كردن ( ارزش ) مقدار نقصى كه در اثر استعمال در زراعت و آبيارى بر آنها وارد مىشود وجهى هست ، ليكن احتياط خلاف آن است ( كه احتياطا آن را هم حساب نكند ) و به حساب آوردن پول خريد زراعت و ميوه محل اشكال است ، كه به حساب آوردن آن بعيد نيست و ليكن به نسبت ، بر كاه و گندم مثلا تقسيم مىشود .
( 2 )
مسألهء 3 - ظاهر آن است كه در بذر ، قيمت روز كشت - نه مثل آن - حساب شود
، چه از مال خودش باشد يا آن را خريده باشد .