آنچه تلف شده ، فسخ است ، و آن مقدار از ثمن كه مختص به آن است به مشترى بر مىگردد ، و ( مشترى ) حق فسخ و رضايت به آنچه موجود است را - در مقابل حصهء ثمن آن - دارد .
( 1 )
مسألهء 4 - بر بايع علاوه بر تسليم مبيع ، واجب است آن را از كالاها و غير آنها كه در آن بوده است خالى نمايد
حتى اگر زراعتى كه وقت درو كردن آن رسيده باشد آن را اشغال كرده ، واجب است آن را بر طرف كند . و اگر ريشههايى داشته باشد كه به انتقال آن ضرر برساند مانند پنبه و ذرّت ، يا در زمين سنگى باشد كه دفن شده است ، بر طرف كردن آن و صاف كردن زمين واجب است .
و اگر در زمين چيزى باشد كه جز با تغيير دادن قسمتى از ساختمان بيرون نمىآيد واجب است آن را بيرون بياورد و آنچه را كه خراب كرده درست كند . و اگر در آن زراعتى باشد كه وقت دروى آن نرسيده . پس در اينكه حق ابقاى آن را تا وقت دروى آن بدون اجرت داشته باشد ، اشكال است كه احتياطا بايد مصالحه كنند و اين احتياط ترك نشود .
( 2 )
مسألهء 5 - كسى كه چيزى را بخرد و آن را تحويل نگرفته باشد
، پس اگر از چيزهايى باشد كه پيمانهاى و موزون نباشد ، فروش آن قبل از تحويل گرفتن جايز است ؛ و همچنين است در صورتى كه از آنها باشد و آن را به بيع توليه يعنى به آنچه خريده بفروشد . و امّا اگر به بيع مرابحه ( سود گرفتن ) بفروشد در آن اشكال است و اقوى آن است كه با كراهت جايز است ليكن ترك احتياط سزاوار نيست . اين در صورتى است كه آن را به غير بايع بفروشد و گرنه مطلقا بدون اشكال فروش آن جايز است ، كما اينكه اگر چيزى را به غير خريدن مانند ارث و صداق و خلع و غير اينها مالك شود بدون اشكال فروش آن ( قبل از تحويل گرفتن ) جايز است ، بلكه ظاهر آن است كه حرمت يا كراهت آن مختص به بيع است ؛ پس در صداق يا اجرت و غير اينها قرار دادن آن منعى نيست .
( 3 )
گفتارى دربارهء نقد و نسيه
( 4 )
مسألهء 1 - كسى كه چيزى را بفروشد و در آن مدتدار بودن ثمن را شرط نكند
نقد و حالّ مىباشد ، پس بايع حق دارد بعد از تسليم نمودن مبيع ، هر وقتى ( بخواهد ) ثمن را مطالبه كند ، و هر وقت كه مشترى خواست آن را به او بپردازد ، بايع حق خوددارى از گرفتن آن ندارد . و اگر براى ثمن مدت شرط شود نسيه مىباشد كه بر خريدار واجب نيست قبل از آن مدت بپردازد اگر چه مطالبه شود . كما اينكه اگر خريدار قبل از آن مدت ، آن را تحويل دهد ، بر فروشنده واجب نيست آن را تحويل بگيرد . و حتما بايد مدت معين و مضبوط باشد به طورى كه احتمال زياده و