و چرخ آن در صورتى كه داخل بودن آن در معامله به طور عادى معمول باشد ؛ و مانند حصار حيوانات و مانند اينها . بر خلاف آنكه زمينى را بفروشد ؛ زيرا نخل و درخت موجود در آن ، داخل نيست ، مگر با شرط . و همچنين در خريدن مادر ، حمل آن مادامىكه شرط نكند داخل نمىشود ، مگر آنكه متعارف باشد به حدّى كه موجب تقييد ( مادر ) به حمل باشد ، كما اينكه نوعا چنين است . و همچنين است حال در ميوهء درخت .
( 1 ) و اگر درخت خرمايى را بفروشد پس اگر آن را تلقيح ( و تخمپاشى ) كرده باشد خرماى آن مال فروشنده است و بر مشترى واجب است كه آن را بر همان درختها باقى بدارد ؛ به مقدارى چون كه عادت مردم بر ابقاى اين چنين ثمره است ، و اگر آن را تلقيح نكرده باشد مال خريدار است . و ظاهر آن است كه اين ، اختصاص به بيع دارد امّا در غير بيع ، ميوه ( و خرما ) در صورتى كه شرط و متعارفى نباشد ، مال نقل دهنده است چه آن را تلقيح كرده باشد يا نه ؟ كما اينكه اين حكم اختصاص به درخت خرما دارد ، پس در غير آن جارى نمىشود بلكه ميوه مال فروشنده است مگر با شرط كردن يا متعارف بودنى كه موجب تقييد باشد .
( 2 )
مسألهء 2 - اگر درختها را بفروشد و ميوه براى فروشنده بماند
، و ميوه احتياج به آبيارى داشته باشد براى صاحب آن جايز است كه آنها را آب بدهد و صاحب درختها حق منع او را ندارد . و همچنين است عكس آن . و اگر يكى از آنها با آبيارى و ديگرى با ترك آبيارى متضرر شود ، در مقدم داشتن حق فروشنده كه مالك ميوه است ، يا حق خريدار كه مالك درختها است ، دو وجه است كه دومى خالى از رجحان نيست ؛ و احتياط آن است كه بر مقدم داشتن يكى از آنها و لو به اينكه متحمل ضرر ديگرى شود ، مصالحه نموده و رضايت بدهند .
( 3 )
مسألهء 3 - اگر باغى را بفروشد و مثلا يك نخله را استثناء كند
حق ورود به باغ و خروج از آن و كشيدن شاخه و ريشههاى آن از زمين را دارد ، و مشترى حق ندارد كه از هيچ يك از اينها جلوگيرى كند . و اگر خانهاى را بفروشد زمين و ساختمانها بالا و پايين ، در آن داخل است مگر اينكه ساختمان بالا از جهت راه ورودى و خروجى و امكانات و غير اينها از چيزهايى كه عادة علامت جدا بودن و استقلال آن است ، مستقل باشد . و همچنين زير زمينها و چاه و دربها و چوبهاى داخل ساختمان و ميخهاى ثابت آن ، داخل آن مىباشد ، بلكه نردبانى كه مانند راه پله ، ثابت است ( داخل آن است ) . و سنگ آسيابى كه نصب شده داخل نمىباشد مگر با شرط .
و همچنين است اگر در خانه نخل يا درختى باشد ( داخل نيست ) مگر با شرط و لو به اينكه بگويد : و آنچه كه ديوار خانه آن را احاطه كرده است يا متعارف بودنى باشد كه موجب تقييد شود . كما اينكه غالبا چنين است . و بعيد نيست كه كليدها داخل در آن باشد .