گرفتن مالش - نه به عنوان ديگر - بگيرد ساقط مىشود ، و در اينكه به مطالبهء ثمن ساقط شود ، دو وجه است ، كه ظاهر آن است كه ساقط نمىشود .
( 1 )
مسألهء 3 - مقصود از سه روز ، همان سفيدى روز است ، و شامل شبها نمىشود
مگر دو شبى كه وسط واقع مىشوند ؛ پس اگر بيع را در اول روز واقع سازد آخر سه روز ، غروب روز سوم است .
ولى اگر معامله در شب واقع شود شب اول يا قسمتى از آن هم داخل در سه روز مىشود .
و ظاهر آن است كه تلفيق كافى است ؛ پس اگر معامله در اول ظهر واقع شود مبدأ خيار فسخ بعد از ظهر روز چهارم است ، و به همين ترتيب .
( 2 )
مسألهء 4 - اين خيار در معاملات ديگر ، غير بيع جارى نمىشود .
( 3 )
مسألهء 5 - اگر مبيع در سه روز و بعد از آن تلف شود
بنابر اقوى از مال بايع حساب مىشود .
( 4 )
مسألهء 6 - اگر چيزى را بفروشد كه سريعا خرابى به آن مىرسد
، به طورى كه اگر بيات شود ، فاسد مىشود ، مانند سبزيجات و بعضى از ميوهها و گوشت در بعضى از وقتها و مانند اينها ، و نزد فروشنده بماند و مشترى تأخير كند ، پس بايع - قبل از آنكه خرابى به آن عارض شود - حق خيار فسخ دارد . و بيع را فسخ مىكند و در مبيع هرطور كه بخواهد ، تصرف مىكند .
( 5 )
ششم خيار رؤيت
( 6 ) و آن در جايى است كه چيزى را كه نديده به توصيف و تعريف بخرد سپس آن را بر خلاف آن توصيف بيابد به اين معنى كه كمتر از آن تعريف باشد ، و همچنين است وقتى كه آن را بر خلاف آنچه سابقا ديده بيابد . پس براى مشترى خيار فسخ است . و در جايى كه چيزى را با توصيف ديگرى بفروشد سپس ( فروشنده ) آن را بيش از آن تعريف بيابد يا بيش از آنچه كه سابقا آن را ديده بيابد يا ثمن را بر خلاف تعريفى كه شده بود يعنى كمتر از آن بيابد ، كه ( فروشنده ) در اين موارد خيار فسخ دارد .
( 7 )
مسألهء 1 - خيار در اينجا بين بر گرداندن و نگهداشتن مجانى است
، و صاحب خيار حق نگهداشتن ( جنس ) را با گرفتن تفاوت ندارد كما اينكه خيار او به دادن تفاوت و يا تبديل آن عين به عين ديگر ، ساقط نمىشود ؛ البته اگر وصفى را كه فاقد است در سالم بودن ( جنس ) دخيل باشد ، به خاطر عيب ، گرفتن تفاوت موجّه است نه براى تخلف وصف .
( 8 )