تهديد ترسآور ، دفع نمىشود بايد همين كار را انجام داده و به آن اكتفا نمايد . و اگر بجز با دست دفع نمىشود بايد به آن اكتفا نمايد . و يا با عصا دفع مىشود به آن اكتفا نمايد . و يا به شمشير دفع مىشود ، در صورتى كه دفع او ، با ايجاد جراحت در او ممكن باشد بايد به همان اكتفا نمايد . و اگر دفع او جز با كشتن ممكن نيست به هر وسيلهء كشنده ، ( قتل او ) جايز است و البته مراعات ترتيب در صورتى واجب است كه ممكن باشد و فرصت داشته باشد و ترسى از غلبهء مهاجم نباشد ، بلكه اگر با رعايت ترتيب ترس فوت وقت و غلبه دزد داشته باشد ، ( رعايت ترتيب ) واجب نيست و وسيله قرار دادن چيزى كه قطعا او را دفع مىنمايد جايز است .
( 1 )
مسألهء 7 - اگر از حدّ لازم تجاوز نكند و بر مهاجم نقص مالى يا بدنى يا قتل واقع شود
، هدر مىباشد و ضمانى بر فاعل نيست .
( 2 )
مسألهء 8 - اگر از آن حدّى كه به نظر خودش ، و واقعا در دفع او كافى است تجاوز كند
، بنابر احتياط ضامن مىباشد .
( 3 )
مسألهء 9 - اگر بىواسطه يا با واسطه از طرف مهاجم نقصى بر مدافع ، واقع شود
، ( مهاجم ) ضامن جرح يا قتل يا مال و مانند آن مىباشد .
( 4 )
مسألهء 10 - اگر بر او هجوم آورد كه او را به قتل برساند
، يا بر حريمش هجوم كند واجب است دفاع نمايد و لو اينكه بداند كه كشته مىشود ، چه رسد به اينكه كمتر از كشته شدن باشد ، و چه رسد به اينكه گمان يا احتمال ( كشته شدن را ) بدهد . و امّا ( دفاع در رابطه با ) مال واجب نمىباشد ؛ بلكه احوط آن است كه در صورت احتمال قتل - چه رسد به اينكه آن را بداند - تسليم شود .
( 5 )
مسألهء 11 - اگر با فرار و مانند آن خلاصى از كشتار ممكن باشد
احتياط آن است كه با فرار تخلص پيدا كند .
بنابراين اگر به حريم او هجوم آورد و به يك نحوى غير از كشتار ، خلاصى ممكن باشد ، احتياط تخلص به همان نحو است .
( 6 )
مسألهء 12 - اگر به هدف قتل او يا حريمش هجوم بياورد
مقاتله با او واجب است و لو اينكه بداند كه مقاتله در دفع او فايدهاى ندارد ؛ و براى شخص تسليم او شدن جايز نيست چه رسد به اينكه گمان يا احتمال دفع او را بدهد . و امّا در رابطه با مال واجب نيست بلكه احوط ترك آن است .
( 7 )
مسألهء 13 - بعد از آنكه و لو با قرائنى كه موجب اطمينان باشد ، محقّق شد كه مهاجم قصد هجوم به او را دارد
، بدون اشكال برايش جايز است دفاع نمايد ، و آيا با گمان يا احتمالى كه موجب خوف است ، ( دفاع ) جايز است ( يا نه ) ؟ ظاهر آن است كه هرگاه بر فرض قصد او بخاطر شجاعت و قدرتى كه دارد و يا بخاطر آنكه ( تمام راههاى دفاع بسته نيست و ) به يك نحوى دفاع