( 1 )
مسألهء 10 - اگر در روابط بازرگانى دول يا تجّار با بعضى از دول يا تجار بيگانه ترس بر بازار مسلمين و زندگى اقتصادى آنها باشد
واجب است آن را ترك كنند ، و چنين تجارتى حرام مىباشد .
و در صورت چنين ترسى ، بر رؤساى مذهب ( واجب ) است كه كالاهاى آنان و تجارت با آنها را طبق مقتضيات زمان تحريم نمايند .
و بر امت اسلامى متابعت آنان ( واجب ) است ، كما اينكه بر همهء آنها واجب است كه در قطع اين روابط جديّت كنند .
( 2 )
يك سخن در مورد قسم دوّم
( 3 )
مسألهء 1 - اشكالى نيست كه انسان حق دارد محارب و مهاجم و دزد [ را دفع كند ]
و مانند اينها را از خود و حريم و مالش هر اندازه كه مىتواند ، دفع نمايد .
( 4 )
مسألهء 2 - اگر دزد يا غير دزد بر شخصى در خانهاش يا غير خانهاش ، هجوم آورد
تا ظالمانه او را بكشد ، بر او واجب است به هر وسيلهء ممكنى ( از خود ) دفاع نمايد ، و لو اينكه به قتل مهاجم ، منجر شود و تسليم شدن و پذيرفتن ظلم برايش جايز نيست .
( 5 )
مسألهء 3 - اگر به متعلقين كسى از قبيل پسر يا دختر يا پدر يا برادر يا بقيه كسانى كه به او تعلق دارند [ هجوم آورد ]
حتى خدمتگزار مرد و زن او ، هجوم آورد كه ظالمانه او را بكشد جايز بلكه واجب است از او دفاع كند و لو اينكه به كشته شدن مهاجم منجر شود .
( 6 )
مسألهء 4 - اگر به حريم او - زوجهاش باشد يا غير او - هجوم برد
كه تجاوز نمايد دفع او با هر وسيلهاى كه ممكن است واجب مىباشد و لو به كشته شدن مهاجم منتهى شود ، بلكه اگر به عرض حريم به كمتر از تجاوز ، هجوم آورد ، ظاهرا وظيفه همين است .
( 7 )
مسألهء 5 - اگر به مال او يا مال عيالش هجوم آورد
، دفع او به هر وسيلهء ممكنى برايش جايز است و لو اينكه به قتل مهاجم ، منتهى شود .
( 8 )
مسألهء 6 - در تمام آنچه ذكر شد بناء بر احتياط واجب است كه از مرتبهء پائينتر اقدام به دفاع كند
و به مرتبهء شديدتر از آن برسد ، الاسهل فالاسهل ؛ پس اگر با آگاه نمودن و يك نوع اخطارى ، مانند احاح نمودن مثلا ، دفع مىشود بايد همان را انجام دهد ، و اگر جز با داد زدن و