استفاده از آن ، و ترك رابطه و معامله با آنان مطلقا .
( 1 )
مسألهء 5 - اگر در روابط اقتصادى و غير آن بر قلمرو اسلام و بلاد مسلمين ، ترس باشد
كه بيگانگان بر آن تسلّط سياسى يا غير آن كه موجب استعمار آنان يا استعمار بلادشان و لو از حيث فرهنگى مىشود ، پيدا كنند ، بر همهء مسلمين واجب است كه از چنين روابطى اجتناب كنند ، و اين گونه روابط ، حرام مىباشد .
( 2 )
مسألهء 6 - اگر روابط سياسى دول اسلامى با بيگانگان موجب استيلاى آنان بر بلاد مسلمين يا نفوس و اموالشان شود
يا موجب اسارت سياسى مسلمين گردد ، بر رؤساى دولتها حرام است كه چنين روابط و مناسباتى داشته باشند ؛ و پيمانهايشان باطل است .
و بر مسلمين واجب است آنها را ارشاد كنند و آنان را و لو با مقاومت منفى ، به ترك اين گونه روابط ملزم نمايند .
( 3 )
مسألهء 7 - اگر ترس آن باشد كه بيگانگان به يكى از دول اسلامى ، هجوم برند
بر تمام دول اسلامى واجب است به هر وسيلهء ممكن از آن دفاع كنند كما اينكه بر ساير مسلمين ( نيز ) واجب است .
( 4 )
مسألهء 8 - اگر يكى از دول اسلامى ، پيمانى بست كه با مصلحت اسلام و مسلمين مخالف است
، بر ساير دول ( اسلامى ) واجب است كه با وسائل سياسى يا اقتصادى ، مانند قطع رابطهء سياسى و بازرگانى با آن دولت كوشش كنند تا آن پيمان را بهم بزنند .
و بر ساير مسلمين واجب است كه با هر گونه مقاومت منفى كه در امكانشان است در اين كار ، اهتمام بورزند ، و چنين معاملاتى در شرع مقدس اسلام حرام و باطل مىباشد .
( 5 )
مسألهء 9 - اگر بعضى از رؤساى دول اسلامى يا بعضى از نمايندگان دو مجلس موجب نفوذ سياسى يا اقتصادى بيگانگان بر مملكت اسلامى گردند
، بطورى كه از اين نفوذ بر اساس اسلام يا بر استقلال مملكت و لو در آينده ترس باشد ، ( اين رئيس مملكت يا نماينده ) خائن است .
و فرضا هم كه متصدى شدن آن مقام برايش حق باشد از مقامش - هر مقامى باشد - معزول است .
و بر امت اسلامى است كه و لو با مقاومت منفى مانند ترك معاشرت و ترك معامله با او و روگردان شدن از او به هر وجهى كه ممكن است او را مجازات نمايند ، و در اخراج او از تمام شئون سياسى و محروم نمودن او از حقوق اجتماعى ، اهتمام ورزند .