واجب است جمع نمايد .
( 1 )
مسألهء 9 - اگر جلوگيرى منكر يا به پا داشتن معروفى متوقف بر متوسل شدن به ظالم باشد
تا گناهكار را از معصيت دور كند ، جايز است ، بلكه اگر خاطرش آسوده باشد كه ظالم از مقتضاى تكليف تعدّى نمىكند ، ( توسل به او ) واجب است و بر ظالم واجب است آن را قبول كند ، بلكه جلوگيرى منكر بر ظالم ، مثل غير او واجب - است .
و بر او واجب است آنچه را كه رعايت آن بر ديگران لازم است ، رعايت نمايد كه از مختصر - شروع نمايد سپس به شديدتر منتقل شود .
( 2 )
مسألهء 10 - اگر مطلوب ، از يك نفر با مرتبهء ضعيف ، و از نفر ديگر با مرتبهء بالاتر از آن حاصل شود
ظاهر آن است كه آنچه تكليف هر يك از آنها است بطور كفايى بر هر دو واجب است ، و واجب نيست به كسى كه مطلوب ، با مرتبهء ضعيف ، از ناحيهء او حاصل مىشود واگذار نمايد .
( 3 )
مسألهء 11 - اگر انكار شخصى در كم كردن منكر مؤثر است
و انكار شخص ديگر در جلوگيرى از آن اثر دارد بر هر كدام واجب است كه به تكليف خود عمل نمايند .
ولى اگر دوّمى به تكليف خود عمل نمود و منكر را ريشه كن ساخت ( تكليف ) از - ديگرى ساقط مىشود ، به خلاف آنكه اوّلى قيام كند كه از منكر كاسته مىشود ؛ كه با فعل او ، تكليف .
دوّمى ساقط نمىشود .
( 4 )
مسألهء 12 - اگر با علم اجمالى بداند كه انكار ، با يكى از دو مرتبه ، مؤثر است
واجب است با مرتبهء پائين انكار نمايد پس اگر مطلوب با آن حاصل نشد به مرحلهء بالاتر منتقل شود .
( 5 )
مرتبهء سوّم - اين است كه انكار با دست باشد .
( 6 )
مسألهء 1 - اگر بداند يا مطمئن شود كه مطلوب با دو مرتبه سابق حاصل نمىشود
واجب است به مرتبهء سوم منتقل شود و آن ( عبارت از ) اعمال قدرت است ؛ و البته بايد مراعات مختصر آن و - سپس بالاتر از آن را بنمايد .
( 7 )
مسألهء 2 - اگر برايش ممكن باشد كه بين او و منكر حايل شود
، در صورتى كه جلوگيرى اين چنينى ، محذور كمترى از غير آن داشته باشد ، واجب است به آن اكتفا نمايد .
( 8 )
مسألهء 3 - اگر حائل شدن ( ميان فاعل و منكر ) متوقف بر تصرفى در فاعل يا در وسيلهء كار او باشد
- مانند اينكه بر گرفتن دست او يا پرت كردنش يا تصرف در كاسهء او كه شراب در آن است يا چاقوى او و مانند اينها ، متوقف باشد - ( اين تصرف ) جايز بلكه واجب است .
( 9 )