تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
واجب است جمع نمايد . ( 1 )

مسألهء 9 - اگر جلوگيرى منكر يا به پا داشتن معروفى متوقف بر متوسل شدن به ظالم باشد

تا گناهكار را از معصيت دور كند ، جايز است ، بلكه اگر خاطرش آسوده باشد كه ظالم از مقتضاى تكليف تعدّى نمىكند ، ( توسل به او ) واجب است و بر ظالم واجب است آن را قبول كند ، بلكه جلوگيرى منكر بر ظالم ، مثل غير او واجب - است . و بر او واجب است آنچه را كه رعايت آن بر ديگران لازم است ، رعايت نمايد كه از مختصر - شروع نمايد سپس به شديدتر منتقل شود . ( 2 )

مسألهء 10 - اگر مطلوب ، از يك نفر با مرتبهء ضعيف ، و از نفر ديگر با مرتبهء بالاتر از آن حاصل شود

ظاهر آن است كه آنچه تكليف هر يك از آنها است بطور كفايى بر هر دو واجب است ، و واجب نيست به كسى كه مطلوب ، با مرتبهء ضعيف ، از ناحيهء او حاصل مىشود واگذار نمايد . ( 3 )

مسألهء 11 - اگر انكار شخصى در كم كردن منكر مؤثر است

و انكار شخص ديگر در جلوگيرى از آن اثر دارد بر هر كدام واجب است كه به تكليف خود عمل نمايند . ولى اگر دوّمى به تكليف خود عمل نمود و منكر را ريشه كن ساخت ( تكليف ) از - ديگرى ساقط مىشود ، به خلاف آنكه اوّلى قيام كند كه از منكر كاسته مىشود ؛ كه با فعل او ، تكليف . دوّمى ساقط نمىشود . ( 4 )

مسألهء 12 - اگر با علم اجمالى بداند كه انكار ، با يكى از دو مرتبه ، مؤثر است

واجب است با مرتبهء پائين انكار نمايد پس اگر مطلوب با آن حاصل نشد به مرحلهء بالاتر منتقل شود . ( 5 )

مرتبهء سوّم - اين است كه انكار با دست باشد .

( 6 )

مسألهء 1 - اگر بداند يا مطمئن شود كه مطلوب با دو مرتبه سابق حاصل نمىشود

واجب است به مرتبهء سوم منتقل شود و آن ( عبارت از ) اعمال قدرت است ؛ و البته بايد مراعات مختصر آن و - سپس بالاتر از آن را بنمايد . ( 7 )

مسألهء 2 - اگر برايش ممكن باشد كه بين او و منكر حايل شود

، در صورتى كه جلوگيرى اين چنينى ، محذور كمترى از غير آن داشته باشد ، واجب است به آن اكتفا نمايد . ( 8 )

مسألهء 3 - اگر حائل شدن ( ميان فاعل و منكر ) متوقف بر تصرفى در فاعل يا در وسيلهء كار او باشد

- مانند اينكه بر گرفتن دست او يا پرت كردنش يا تصرف در كاسهء او كه شراب در آن است يا چاقوى او و مانند اينها ، متوقف باشد - ( اين تصرف ) جايز بلكه واجب است . ( 9 )

مسألهء 4 - اگر جلوگيرى از منكر متوقف بر داخل شدن به خانه يا ملك او و تصرف در اموال او [ باشد ]

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 317 | السيد الخميني / اسلامى