واجب است .
( 1 )
مسألهء 6 - اگر معروف و منكر از چيزهايى باشد كه شارع اقدس به آن اهميت مىدهد
مانند حفظ جان قبيلهاى از مسلمين ، و هتك حرمت نواميس آنها . يا از بين بردن آثار اسلام و محو دليل ( حقانيت ) اسلام بطورى كه موجب گمراهى مسلمين گردد يا از بين بردن بعضى از شعائر اسلام مانند بيت اللّه الحرام بطورى كه آثار و محل آن محو شود ، و مانند اينها ، بايد ملاحظهء مهمتر بودن را نمايد ، و هر ضررى اگر چه ضرر جانى باشد يا حرج ، موجب رفع تكليف نمىباشد پس اگر برپا داشتن حجتها ( و دليلهاى حقانيت ) اسلام - بطورى كه بوسيلهء آنها - گمراهى - بر طرف شود - متوقف بر بذل جان يا جانها باشد ظاهر آن است كه واجب باشد - ، چه - رسد به اينكه در ضرر يا حرجى كه كمتر از بذل جان است واقع شود .
( 2 )
مسألهء 7 - اگر در اسلام بدعتى واقع شود و سكوت علماى دين و رؤساى مذهب ( اعلى اللّه كلمتهم ) موجب هتك اسلام و تضعيف اعتقادات مسلمين شود
بر آنان واجب است به هر وسيلهاى كه ممكن است ، انكار نمايند ، چه انكار آنها در ريشه كن ساختن فساد ، مؤثر باشد يا نه ؟
و همچنين است اگر سكوت آنان از انكار منكرات ، موجب آن باشد و ( اينجا ) ملاحظهء ضرر و حرج نمىشود بلكه ملاحظهء اهميت مىشود .
( 3 )
مسألهء 8 - اگر در سكوت علماى دين و رؤساى مذهب ( اعلى اللّه كلمتهم ) ترس اين باشد كه منكر ، معروف يا معروف ، منكر شود
، واجب است بر آنان كه علمشان را ظاهر نمايند و سكوت جايز نيست و لو اينكه بدانند كه انكارشان در ترك كار فاعل ، مؤثر نيست .
و ملاحظهء ضرر و حرج نمىشود با اينكه حكم از مسائلى باشد كه مورد اهميت جدّى شارع مقدس است .
( 4 )
مسألهء 9 - اگر در سكوت علماى دين و رؤساى مذهب ( اعلى اللّه كلمتهم ) تقويت ظالم و تأييد او باشد
( و العياذ باللّه پناه بر خدا ) ، سكوت كردن بر آنان حرام است و بر آنها واجب است اظهار كنند و لو اينكه در رفع ظلم او مؤثر نباشد .
( 5 )
مسألهء 10 - اگر سكوت علماى دين و رؤساى مذهب ( اعلى اللّه كلمتهم ) موجب جرأت ستمكاران بر ارتكاب بقيّهء محرمات و ايجاد بدعتها شود
، سكوت كردن بر آنان حرام است و بر آنها واجب است انكار نمايند اگر چه در از بين بردن معصيتى كه مرتكب مىشود ، تأثيرى نداشته باشد .