( 1 )
مسألهء 11 - اگر اجمالا بداند كه يكى از دو نفر يا چند نفر اصرار بر ارتكاب گناه دارد
، ظاهرا واجب است خطاب را متوجّه عنوانى كند كه بر او تطبيق مىشود به اين صورت كه بگويد :
« كسى كه شرابخوار است بايد آن را ترك نمايد » و امّا نهى همه يا بعضى از آنان بالخصوص واجب نيست ؛ بلكه جايز نيست . و اگر در متوجه ساختن نهى به عنوانى كه منطبق بر گناه كار است نسبت به بقيهء اشخاص هتك حرمت باشد ، ظاهر آن است كه ( نهى از منكر ) واجب نيست ؛ بلكه جايز نيست .
( 2 )
مسألهء 12 - اگر بداند كه حرامى را انجام داده يا واجبى را ترك نموده است
ولى عينا آن را نداند ، ( انكار ) به نحو ابهام واجب است ، و اگر اجمالا بداند كه او يا واجبى را ترك مىكند و يا حرامى را مرتكب مىشود ، ( انكار او ) اين چنين با بطور ابهام واجب است .
( 3 )
[ شرط ] چهارم اينكه : در انكار ( و امر يا نهى ) او مفسدهاى نباشد .
( 4 )
مسألهء 1 - اگر بداند يا گمان كند كه انكار او موجب ضرر جانى يا آبروئى يا مالى كه مورد توجّه است
، بر او يا بر يكى از مربوطين او مانند خويشان و ياران و همراهانش مىشود ، ( انكار ) واجب نيست و از او ساقط مىشود ؛ بلكه همچنين است اگر بخاطر احتمال كه عقلاء به آن اعتناء مىكنند ترس متوجه شدن چنين ضررى را داشته باشد ، ( واجب از او ساقط مىشود ) . و ظاهر آن است كه بقيهء مؤمنين هم به خويشان و دوستانش ملحق مىشوند .
( 5 )
مسألهء 2 - در متوجه شدن ضرر فرقى نيست بين اينكه بالفعل باشد يا در آينده
؛ پس اگر ترس داشته باشد كه در آينده ، ضررى به او يا به غير او مىرسد ، وجوب ( انكار ) ساقط مىشود .
( 6 )
مسألهء 3 - اگر بداند يا گمان كند يا به جهت احتمالى كه عقلاء به آن اعتناء مىكنند بترسد كه در صورت انكار ، او يا مربوطين او در تنگنا و سختى واقع مىشوند
( انكار ) واجب نمىباشد و بعيد نيست كه ساير مؤمنين نيز ، به مربوطين ملحق باشند .
( 7 )
مسألهء 4 - اگر بر جان و يا آبروى خودش و يا بر جان و آبروى مؤمنين ، ترس داشته باشد
، انكار ( و امر يا نهى ) حرام است . و همچنين است اگر بر اموال مؤمنين كه مورد توجه است بترسد .
( انكار حرام است ) ولى اگر بر مال خودش بترسد بلكه بداند كه ضرر مالى به او مىرسد ، پس اگر چنانچه در حدى نباشد كه او را به تنگنا و سختى بيندازد ، ظاهر آن است كه انكار او حرام نيست ؛ و در صورتى كه موجب حرج و سختى باشد ، بعيد نيست كه انكار ، حرام باشد .
( 8 )
مسألهء 5 - اگر اقامهء واجب يا ريشه كن كردن منكرى متوقف بر بذل مالى باشد
كه مورد توجّه است ، بذل آن واجب نيست ؛ ليكن در صورتى كه بگونهاى نباشد كه در حرج و سختى بيفتد ، خوب است ، و در صورتى كه موجب آن باشد بعيد نيست كه جايز نباشد . ولى اگر موضوع از چيزهايى باشد كه شارع مقدس به آن اهميت مىدهد و در هر حال ، خلاف آن را رضايت ندارد ،