( 1 )
گفتارى در مورد صدّ و حصر
( 2 )
مسألهء 1 - مصدود كسى است كه دشمن و يا مانند آن ، او را از عمره يا حج جلوگيرى كند
، و محصور كسى است بيمارى او را از اين جهت بازدارد .
( 3 )
مسألهء 2 - كسى كه براى عمره يا حج محرم شد واجب است كه تمام كند
و اگر آن را تمام نكرد در احرام باقى مىماند ؛ بنابراين اگر براى عمره احرام بست و دشمن و نحو آن مانند عمّال دولت يا غير آنها او را از رفتن به مكه جلوگيرى كردند ، و براى او راهى غير از همان راهى كه مصدود شده نبود ، يا بود و ليكن مخارج رفتن از آن راه را نداشت ، برايش جايز است آنچه را كه بر او حرام شده بود بر خود حلال كند ، به اينكه در همانجا يك گاو يا گوسفند سر ببرد يا يك شتر نحر كند و احتياط آن است كه با اين قربانى نيّت تحلّل ( و در حلاليّت قرار گرفتن نسبت به محرمات احرام ) نمايد .
و همچنين احتياط آن است كه تقصير كند ؛ پس همه چيز حتى زنها بر او حلال مىشود .
( 4 )
مسألهء 3 - اگر با احرام عمره داخل مكه معظمه شود و دشمن يا غير دشمن او را از اعمال عمره جلوگيرى كند
حكم او همان است كه گذشت ؛ پس به آنچه كه ذكر شد محل مىشود ، بلكه اگر او را ( فقط ) از طواف يا سعى منع كند بعيد نيست كه همين حكم را داشته باشد . و اگر ظالمى او را زندانى كند يا براى بدهى كه نمىتواند آن را اداء كند به زندان بيفتد حكمش همانگونه است كه گذشت .
( 5 )
مسألهء 4 - اگر براى ورود به مكه يا براى انجام اعمال ، محرم شود و ظالمى مالى از او بخواهد
كه مىتواند آن را اداء كند واجب است پرداخت كند مگر آنكه موجب حرج باشد ، و اگر توانايى بر آن ندارد يا موجب حرج بر او باشد ظاهر اين است كه وى در حكم مصدود مىباشد .
( 6 )
مسألهء 5 - اگر برايش راهى به مكّه غير از آنچه كه از آن مصدود شده است باشد
و مخارج رفتن از آن راه را داشته باشد ، در احرام باقى مىماند و واجب است به حج برود ، و اگر حج از او فوت شود بايد عمرهء مفرده بجا آورد و محل شود ، و اگر در همين فرض ترس نرسيدن به حج را داشته باشد با عملى كه مصدود انجام مىدهد ، محلّ نمىشود بلكه چارهاى از ادامه ندارد و بعد از آنكه حج از او فوت شد ، با عمرهء مفرده محل مىشود .