عورت را مىپوشاند بايد مباح باشد .
پس طواف با غصبى صحيح نيست بلكه بنابر احتياط ، در صورتى كه از بقيه لباسهايش غصبى باشد طوافش صحيح نيست .
( 1 )
ششم : بودن موالات عرفى بين شوطها احتياطا
؛ به اين معنى كه بين شوطها طورى فاصله نيندازد كه آن را از صورت طواف واحد خارج كند .
( 2 )
قسم دوّم : ( از واجبات طواف ) چيزهائيست كه جزء حقيقت طواف شمرده شده است
، و ليكن بعضى از آنها از قبيل شرط مىباشند و مطلب سهل است و آنها چند چيز است :
( 3 )
اوّل : آغاز كردن بطواف از حجر الأسود
، و اين به شروع ( نمودن طواف ) از ( محاذات ) حجر الأسود از اول يا وسط يا آخر آن حاصل مىشود .
( 4 )
دوّم : خاتمه دادن طواف به حجر الأسود
، و در هر شوطى واجب است از همانجايى كه شروع نموده به همانجا ختم نمايد . و با آن يك شوط تمام مىشود ، و اين دو شرط ( اوّل و دوّم ) با شروع نمودن به طواف از جزئى از حجر الأسود و هفت شوط دور زدن و پايان دادن طواف آنجا كه از آن شروع نموده بود حاصل مىشوند .
و واجب بلكه جايز نيست آنچه را كه بعضى از وسواسها و بعضى از نادانها از كارهايى كه موجب وهن بر مذهب حق مىشود بجا مىآورند بلكه اگر چنين كرد در صحيح بودن طوافش اشكال است .
( 5 )
مسألهء 7 - ايست كردن و توقف در هر شوطى واجب نيست
، و آنچه را كه بعضى از نادانها بجا مىآورند ، كه مىايستند ، جلو مىروند ، عقب مىروند بطورى كه موجب وهن بر مذهب مىشود جايز نيست .
( 6 )
سوّم : طواف نمودن به طرف چپ
؛ به اينكه كعبهء معظمه در حال طواف در طرف چپ او قرار بگيرد ، و واجب نيست كه بيت شريف در تمام حالات طواف محاذى حقيقى دوش او باشد پس اگر در وقتى كه به حجر اسماعيل ( عليهم السّلام ) مىرسد مختصرى انحراف پيدا كند طوافش صحيح است ، اگر چه بيت متمايل به پشت سر او شود و ليكن دور زدن او بر طبق متعارف باشد و همچنين است اگر اين مختصر انحراف هنگام گذشتن از زاويههاى بيت پيدا شود ، كه قطعا اشكالى ندارد . بعد از آنكه دور زدن بنحو متعارف باشد همانگونه كه ساير مسلمين انجام مىدهند ، اشكالى ندارد .
( 7 )
مسألهء 8 - احتياط به اينكه بيت در تمام حالات طواف به طرف كتف چپ او باشد
اگر چه خيلى ضعيف است و اشخاص جاهل و عوام در صورتى كه موجب شهرت ( انگشت نما شدن ) و وهن مذهب شود ، بايد از آن اجتناب نمايند ، ليكن اگر شخص دانا و عاقلى بخواهد احتياط كند