تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
به نحوى كه مخالف تقيّه يا موجب شهرت نباشد مانعى ندارد . ( 1 )

مسألهء 9 - اگر در بعضى از اجزاى شوطش خلاف متعارف ، طواف نمايد

- مثلا مثل اينكه اگر بواسطهء تزاحم جمعيّت صورتش رو به كعبه يا پشتش به كعبه شود ، يا بر عكس متعارف عقب عقبكى طواف نمايد - واجب است آن را جبران كند و اكتفا به آن جايز نيست . ( 2 )

مسألهء 10 - اگر بواسطهء ازدحام جمعيت ، اختيار از او در طوافش گرفته شد

و بىاختيار طواف كرد و لو اينكه بيت در طرف چپ او باشد ، واجب است آن را جبران كند و با اختيار بجا آورد و اكتفاء به آنچه كه انجام داده جايز نيست . ( 3 )

مسألهء 11 - طواف بهر نحو باشد از سرعت و كندى ، پياده و سواره صحيح است

ليكن بهتر آن است كه پياده معتدل باشد . ( 4 )

چهارم : داخل نمودن حجر اسماعيل ( عليهم السّلام ) را در طواف

؛ بنابراين در وقت طواف دور بيت بيرون حجر اسماعيل طواف مينمايد ، پس اگر از داخل حجر اسماعيل يا روى ديوار آن طواف نمايد طوافش باطل است ، و اعاده‌اش واجب است ، و اگر عمدا چنين كند حكم آن مانند حكم كسى است كه عمدا طواف را باطل نموده است ، كما اينكه گذشت . و اگر سهوا باشد حكمش حكم كسى است كه طواف را سهوا باطل نموده است . و اگر اين خلافكارى در بعضى از شوطها باشد احتياط اعادهء آن شوط است ، و ظاهر اين است كه لازم نيست طواف را اعاده نمايد اگر چه موافق احتياط است . ( 5 )

پنجم : اينكه طواف ميان بيت و مقام ابراهيم ( عليهم السّلام ) و در اين مقدار فاصله در بقيهء اطراف بيت باشد .

پس فاصله را بيشتر از اين مقدار نكند ، و گفته‌اند كه : فاصله بين مقام و بيت بيست و شش ذراع - و نيم است پس بايد طواف در همهء اطراف در بيشتر از اين مقدار نباشد . ( 6 )

مسألهء 12 - جايز نيست كه مقام ابراهيم ( عليهم السّلام ) را در طوافش داخل نمايد

، پس اگر آن را داخل طواف نمود باطل مىشود ؛ و اگر در قسمتى از طواف ، آن ( مقام ) را داخل طواف كرد همان را اعاده نمايد . و احتياط آن است كه بعد از آنكه همان دو را با بيرون قرار دادن مقام از طواف ، تمام كرد ، - طواف را اعاده كند . ( 7 )

مسألهء 13 - پشت حجر اسماعيل به اندازه حجر ، محل طواف تنگ مىشود

، و گفته‌اند كه : آنجا تقريبا شش ذراع و نيم باقى مىماند ، پس واجب است كه از اين حدّ تجاوز نكند و اگر تخلّف كرد همان جزء را در حدّ اعاده نمايد .
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 231 | السيد الخميني / اسلامى