تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
طواف را اعاده نمايد ، و اگر بعد از طواف شك نمايد نبايد اعتناء كند ، و براى اعمال بعدى تحصيل طهارت مىنمايد . ( 1 )

سوّم : طهارت بدن و لباس

؛ و احتياط آن است كه از آنچه در نماز عفو شده مثل خون كمتر از يك درهم و چيزى كه نماز با آن تمام نيست حتى انگشتر ، اجتناب نمايد ، و اما خون قروح و جروح پس اگر تطهير آن موجب حرج بر او باشد واجب نيست ، و احتياط آن است كه با اميد اينكه تطهير بدون حرج براى او ممكن شود ، به شرطى كه وقت ضيق نشود طواف را تأخير بيندازد ، كما اينكه احتياط آن است كه در صورت امكان لباس را تطهير يا تعويض كند . ( 2 )

مسألهء 4 - اگر بعد از طواف بداند كه لباس يا بدنش در حال طواف نجس بوده

قول صحيحتر آن است كه طوافش صحيح است ، و اگر قبل از طواف در طهارت بدن و لباس شك داشته باشد ، طواف با آنها جايز و صحيح است مگر اينكه نجس بودن آنها را بداند و در تطهير آنها شك داشته باشد . ( 3 )

مسألهء 5 - اگر در اثناى طواف نجاستى به او برسد

بايد بعد از اينكه آن را تطهير نمود طوافش را تمام نمايد و صحيح است . و همچنين است اگر نجاستى را ببيند و احتمال بدهد كه در همان حال پيدا شده است ؛ ولى اگر بداند كه آن نجاست از اول طواف بوده احتياط آن است كه بعد از تطهير ، طواف را تمام كند سپس طواف را اعاده نمايد ، مخصوصا اگر زمان تطهير آن طول بكشد . بنابراين در اين صورت احتياط اين است كه بعد از تمام كردن طواف ، نماز طواف را بخواند سپس طواف و نماز را اعاده نمايد و در اين احتياط ، فرقى بين تمام كردن شوط چهارم و - تمام نكردن آن نيست . ( 4 )

مسألهء 6 - اگر طهارت را فراموش كند و بعد از طواف يا در اثناى آن يادش بيايد

احتياط ، اعادهء آن است . ( 5 )

چهارم : اينكه ختنه شده باشد

؛ و اين شرط در مردان است نه زنان و احتياط ، رعايت آن در اطفال است ، پس اگر طفلى كه ختنه نشده به دستور وليّش محرم شود يا وليّش او را محرم نمايد ، احرامش صحيح است و طوافش بنابر احتياط صحيح نيست ، پس اگر به احرام حج محرم شده باشد زنها بنابر احتياط بر او حرام مىباشند و در صورتى كه ختنه شود و طواف نساء بجا آورد يا براى طواف برايش نايب گرفته شود ، ( زنها براى او ) حلال مىشوند ، و اگر طفل به صورت ختنه شده متولد شود طوافش صحيح است . ( 6 )

پنجم : پوشاندن عورت

؛ پس اگر بدون ستر عورت طواف نمايد طوافش باطل است و چيزى كه
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 227 | السيد الخميني / اسلامى