بعدا پيش آمده و غير آن فرقى نيست ، و بين اينكه به ثلث وصيّت كرده و موارد مصرف آن را تعيين نموده باشد و بين غير آن فرقى نيست .
( 1 )
مسألهء 9 - اگر وصيت كند كه بطور پياده يا پا برهنه يا با مركب خاصى بنيابت از او حج نمايند
صحيح است ، و لازم است در صورتى كه حج مستحبى باشد از ثلث برداشت شود . و در صورتى كه حج واجب باشد مقدار زيادتر از اجرت حج ميقاتى و همچنين ( مقدار ) تفاوت بين اجرت آنچه را ذكر كرده ( مثل پياده و غيره ) و بين اجرت حج متعارف ( كه قهرا اجرت آنها بيشتر از حج متعارف خواهد بود ) از ثلث برداشته شود . و اگر به عهدهء او حج پياده نذرى و مانند آن باشد از اصل تركه برداشته مىشود ، خواه وصيت به آن كرده باشد يا نه ؟ و اگر نذرش مقيّد باشد كه خودش حج را انجام دهد ظاهر آن است كه اجير گرفتن ( بعد از مرگش ) واجب نيست ، مگر اينكه متعدد بودن خواسته ميّت ( در نذر ) احراز شود .
( 2 )
مسألهء 10 - اگر به دو حج يا بيشتر وصيت كند
و بگويد كه اينها بر او واجب است بايد او را تصديق نمود ، و اجرت همهء آنها از اصل تركه برداشت مىشود مگر اينكه اقرار ميّت در معرض موت باشد و در اين اقرار مورد اتهام باشد كه ( در اين صورت ) بايد از ثلث برداشت شود .
( 3 )
مسألهء 11 - اگر وصيت نمايد مالى را كه نزدش است براى حج مستحبى صرف شود
و معلوم نباشد كه آن مقدار ( ممكن است ) از ثلث برداشت شود يا نه ، صرف نمودن همهء آن جايز نيست ، و اگر ادعا كند كه نزد ورثه دو برابر اين مال مىباشد يا ( ادعا كند كه ) وصيت به آن كرده و ورثه هم اجازه دادهاند ادعاى او به معنايى كه در باب دعاوى معهود است - نه به معناى اينكه گفتهاش در هر حال نافذ باشد - قبول مىشود ( بنابراين او مدّعى است و ورثه مدّعى عليه و بايد طبق قوانين قضاء اسلامى عمل نمود ) .
( 4 )
مسألهء 12 - اگر وصى بعد از آنكه اجرت اجير گرفتن را از تركهء ميّت برداشت فوت نمايد
و در اينكه وصى براى حج ( ميّت ) قبل از فوتش شخصى را اجير كرده ( يا نه ؟ ) شك شود پس اگر چنانچه وقت حج وسيع باشد در صورتى كه حج واجب باشد بايد از بقيه تركه ميّت براى حج اجير گرفت .
و همچنين است اگر ( از زمان برداشت وصى ) مدت آنچنانى نگذشته باشد كه اجير گرفتن در آن مدت ممكن باشد . بلكه در صورتى كه وجوب حج فورى باشد و مدتى گذشته باشد كه اجير گرفتن در آن مدت ممكن باشد ظاهر آن است كه اجير گرفتن واجب است ، و اگر حج مستحبى باشد بايد از بقيه ثلث تركه برداشت شود . و اقوى آن است كه آنچه را وصى برداشت كرده ضامن نمىباشد . و اگر مالى را كه وصى برداشت كرده نزد او موجود است از او ( يعنى قهرا از ورثه وصى ) گرفته مىشود ، البته اگر وصى در حال حياتش با آن مال معاملهء ملك نموده باشد يا ورثه او چنين معاملهاى كرده باشند ، بعيد نيست گرفتن آن جايز نباشد ، گرچه اين جايز نبودن خصوصا در صورت اول مورد اشكال است .
( 5 )
مسألهء 13 - اگر وصى اجرت را گرفته باشد و بدون تقصير ، در دست او تلف شده باشد
ضامن