تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
از احرام فرقى نمىكند ، مثل آنكه بين دو احرام ( حج و عمره ) فوت نمايد . و اگر بعد از آنكه با احرام داخل حرم شد در بيرون حرم بميرد كفايت آن از حجة الاسلام اشكال دارد . و ظاهر آن است كه اگر در اثناى عمرهء تمتع فوت نمايد كفايت از حجّش مىكند و ظاهر آن است كه اين حكم در حج نذرى و عمرهء مفرده در صورتى كه در اثناء فوت نمايد جارى نيست ، و در حجى كه فاسد شده ( ولى بايد تمام كند ) تفصيل است ، و اين حكم درباره كسى كه حج بر او مستقر نشده جارى نمىباشد ؛ بنابراين اگر قبل از آنها بميرد قضاء كردن از طرف او نه واجب است و نه مستحب ( 1 )

مسألهء 50 - حج بر كافر واجب است ولى از او صحيح نيست

و اگر مسلمان شود و قبل از اسلام ، استطاعتش را از دست داده باشد حج بر او واجب نمىباشد و اگر در حال كفر بميرد از او قضا نمىشود ، و اگر احرام ببندد سپس مسلمان شود براى او كافى نيست ، و اگر ممكن باشد بر او واجب است از ميقات ، اعادهء احرام نمايد . و گرنه از همانجا محرم شود ، ولى اگر داخل حرم باشد و اسلام بياورد احتياط آن است كه در صورت امكان از حرم خارج شود و احرام ببندد . و حج بر شخص مرتد واجب است چه استطاعتش در حال مسلمان بودنش باشد يا بعد از مرتد شدنش ، ولى حج از او صحيح نمىباشد ، پس چنانچه قبل از توبه بميرد بر حج عقاب مىشود و بنابر اقوى از او قضا نمىشود ، و اگر توبه كند حج بر او واجب است و بنابر اقوى از او صحيح است ، چه استطاعتش باقى بماند و چه قبل از توبه از بين برود . و اگر در حال ارتداد احرام ببندد مانند كافر اصلى مىباشد ؛ و اگر در حال مسلمان بودن ، حج نمايد سپس مرتد شود بنابر اقوى اعاده بر او واجب نيست . و اگر در حال مسلمان بودن محرم شود سپس ارتداد پيدا كند و پس از آن توبه كند بنابر اصح احرامش باطل نمىباشد . ( 2 )

مسألهء 51 - اگر شخص مخالف حج نمايد سپس مستبصر شود

اعاده بر او واجب نيست به شرطى كه حجش طبق مذهب خودش صحيح باشد ، اگر چه طبق مذهب ما صحيح نباشد ، بدون آنكه بين فرقه‌ها فرقى باشد . ( 3 )

مسألهء 52 - زن اگر مستطيع باشد اجازهء شوهر براى حج او شرط نيست

و براى شوهر جايز نيست كه او را از حج جلوگيرى نمايد . و همچنين است در حج نذرى و مانند آن در صورتى كه وقت آن ضيق باشد . و در حج ندبى اذن او معتبر است . و همچنين است بنابر اقوى حج نذرى كه وقتش وسيع است قبل از آنكه وقتش ضيق شود ، بلكه در مورد حجة الاسلام شوهر حق دارد او را از حركت با كاروان‌هاى اوّلى بازدارد به شرطى كه قبل از تنگ شدن وقت كاروان ديگرى باشد . و زنى كه طلاق رجعى داده شده است مادامىكه در عدّه است مثل زوجه مىباشد به خلاف زنى كه طلاق بائن داده شده و زنى كه عدهء وفات گرفته است ؛ پس براى اين دو زن حج رفتن به حجّ مستحبى هم جايز است ، و زنى كه به ازدواج موقّت در آمده ظاهرا مانند زن دائمى است ، و در شرط بودن اذن بين اينكه بخاطر بيمارى و مانند آن از تمتّعات ممنوع باشد يا نه ؟ فرقى نمىكند .
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 139 | السيد الخميني / اسلامى