تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
( 1 ) همچنين است اگر اعتقاد داشته كه استطاعت مالى دارد سپس خلاف آن روشن شود . و اگر اعتقاد پيدا كند كه ضرريا حرج نيست ، سپس خلاف آن معلوم شود ، چنانچه ضرر جانى يا مالى باشد كه به حدّ حرج رسيده باشد ، يا آنكه خود حج حرجى باشد كفايت آن ( از حجة الاسلام ) مورد اشكال است بلكه عدم كفايت آن خالى از وجه نيست . و اما ضرر مالى كه به حدّ حرج نرسيده مانع وجوب حج نمىباشد ، ولى اگر تحمل ضرر و حرج را بنمايد تا به ميقات برسد و آنجا ضرر و حرج بر طرف شود و مستطيع گردد ، اقوى آن است كه ( از حجة الاسلام ) كفايت مىكند ، و اگر معتقد شود كه مزاحم شرعى مهمترى ندارد و حج نمايد سپس خلاف آن معلوم شود حج او صحيح است ، و اگر به اعتقاد اينكه بالغ نشده حج مستحبى انجام دهد ، سپس خلاف آن معلوم شود در آن تفصيلى است كه نظير آن ( در مسأله 25 ) گذشت . و اگر حج را با اينكه تمام شرايط تا پايان اعمال باقى بود ترك نمايد به عهدهء او استقرار مىيابد ، و احتمال دارد كه باقى ماندن شرايط تا زمانى كه امكان برگشت به محلش باشد شرط باشد و اين احتمال داراى اشكال است . و اگر معتقد باشد كه مالش براى حجة الاسلام كافى نيست و حج را انجام ندهد ، سپس خلاف آن روشن شود ، با وجود شرايط ديگر حج بر عهدهء او استقرار پيدا مىكند . و اگر بوجود مانعى از قبيل دشمن ، يا حرج يا ضرر مستلزم حرج معتقد گردد و حج را ترك كند سپس خلاف آن روشن شود ، ظاهر آن است كه حج به عهدهء او استقرار مىيابد مخصوصا در مورد حرج . و اگر بوجود مزاحم شرعى مهمترى معتقد باشد و حج را انجام ندهد و سپس خلاف آن روشن شود حج بر عهدهء او استقرار مىيابد . ( 2 )

مسألهء 45 - اگر با وجود همهء شرايط حج را عمدا ترك كند

چنانچه تمام شرايط حج تا پايان اعمال باقى باشد ، حج به عهدهء او استقرار مىيابد ، و اگر بعضى از شرايط را نداشته حج نمايد چنانچه آن شرط بلوغ باشد كفايت نمىكند مگر اينكه قبل از يكى از دو وقوف ( به عرفات يا مشعر ) بالغ شود كه بنابر اقوى ( در اين صورت ) مجزى مىباشد ، و همچنين است اگر با نداشتن استطاعت مالى حج نمايد ، و اگر با ناامن بودن راه يا سالم نبودن بدن و وجود حرج حج كند چنانچه پيش از احرام مستطيع شود و عذرش بر طرف گردد حجّش صحيح و مجزى است ، بخلاف موردى كه شرطى در حال احرام تا پايان اعمال نباشد ( كه مجزى نيست ) ، پس اگر خود حج و لو بعضى از اعمال آن حرجى يا موجب ضرر بر جان باشد ظاهرا مجزى نمىباشد . ( 3 )

مسألهء 46 - اگر باز كردن راه متوقف بر جنگ با دشمن باشد

واجب نيست ، اگر چه بداند كه غالب مىشود ؛ و اگر راه باز باشد ليكن دشمنى نگذارد كه او براى حج حركت كند بعيد نيست كه جنگ با او با علم يا اطمينان و وثوق به اينكه سالم مىماند و غلبه پيدا مىكند واجب باشد ، و البته مسأله خالى از اشكال نيست . ( 4 )

مسألهء 47 - اگر راه منحصر به دريا و يا هوا باشد

رفتن ( به حج ) واجب است مگر اينكه خوف