تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
( 1 )

كتاب حجّ

( 2 )

حج از اركان دين است و ترك آن از گناهان كبيره است

و حج بر هر كسى كه داراى شرايطى كه مىآيد ، باشد واجب است . ( 3 )

مسألهء 1 - حج در اصل شرع مقدّس در طول عمر جز يك مرتبه واجب نيست

، و وجوب آن با تحقّق شرايطش فوريّت دارد به اين معنى كه در همان سال اول استطاعت بايد به آن اقدام نمايد و تأخير آن جايز نيست و اگر در آن سال ، آن را ترك نمود بايد در سال دوم استطاعت بياورد ، و همچنين . . . ( 4 )

مسألهء 2 - بعد از پيدا شدن استطاعت ، اگر چنانچه رسيدن به حج متوقف بر مقدماتى از قبيل مسافرت و فراهم نمودن اسباب آن باشد

تحصيل آنها به صورتى كه در همان سال به حج برسد ، واجب است . و اگر چنانچه رفقاى سفر ( كاروان‌ها ) متعدد باشند و توانايى طى راه را - به طورى كه با هر كدام از آنها باشد به حج برسد - داشته باشد در انتخاب هر يك از آنها مخيّر است ، و بهتر آن است گروهى را انتخاب نمايد كه به سلامت رسيدنش به حج مطمئن‌تر باشد ، و اگر تنها يك گروه يافت شود و براى شخص هيچ محذورى در رفتن به حج با آنان نباشد تأخير انداختن جايز نيست مگر اينكه اطمينان داشته باشد كه گروه ديگرى پيدا مىشود . ( 5 )

مسألهء 3 - در مسأله قبل ، اگر با گروه اول در صورتى كه كاروان‌ها متعدد بودند و يا در صورتى كه فقط يك گروه بود به حج نرفت

، و بخاطر همين تأخير انداختن ، اتفاقا يا ديگر اصل رفتن ممكن نشد و يا آنكه به حج نرسيد وجوب حج بر او استقرار پيدا مىكند اگر چه گناهكار نباشد ولى اگر معلوم شود كه اگر با آن گروهها هم حركت مىكرد به حج نمىرسيد ، استقرار پيدا نمىكند بلكه همچنين اگر رسيدن به حج ( در صورت حركت با آنها ) معلوم نشود حكم به استقرار وجوب حج نمىشود .