كافى است يادآورى كنيم كه عدهاى مىگويند : احاديث كتاب « الكافى » حدود « 16200 » حديث است . از اين ميان « 9500 » حديث را ضعيف مىدانند و ما باقى را به « صحيح » « حسن » و « موثق » تقسيم مىكنند .
اما دربارهء تفسير قمى و احاديث آن اگر چه يكى از بزرگان « 1 » سعى در توثيق همه روات احاديث اين كتاب داشته است امّا جمع كثيرى از علما اين توثيق را نپذيرفته و دلايل توثيق روات را رد نمودهاند بخصوص كه اين ، تفسير مخلوطى است از روايات قمى با آنچه كه از ابى الجارود - ضعيف الرواية - نقل شده است ، به اضافهء ضعفهاى ديگر موجود در تفسير .
رابعا : « شيعه معتقد است » : حديث را بايد بر قرآن عرضه كرد اگر موافق كتاب بود آن را اخذ كرده و اگر مخالف كتاب بود آن را طرح مىكنيم . اما اهل سنت معتقد است : سنت ، حاكم بر كتاب است نه كتاب ، حاكم بر سنت « 2 » همچنانكه عدهاى از اهل سنت از عيان كردن اين مطلب ابائى ندارند كه حديث عرضهء حديث بر كتاب ، از جعليات زنادقه است « 3 » .
معناى اين تفكر و نظر آن است كه : احاديث دال بر تحريف كه در كتب صحاح وارد شدهاند اخذ شوند و بخاطر مخالفت با كلام الهى طرح نشوند . هر چند كه خداوند با صراحت بيان دارد :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
« 4 » يا :
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
« 5 » و همچنين آيات ديگر .
هامش
( 1 ) آية اللّه سيد ابو القاسم موسوى خوئى .
( 2 ) ر ك : تأويل مختلف الحديث ، ص 199 . سنن دارمى ، ج 1 ، ص 145 . مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 324 و ج 2 ، ص 351 جامع بيان العلم ، ج 2 ، ص 233 - 234 . دلائل النبوة بيهقى ، ج 1 ، ص 26 . الكفاية فى علم الرواية خطيب ، ص 14 . ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 38 - 39 . بحوث مع اهل السنة و السلفية ، ص 67 و 68 . به نقل از بعضى منابع بالا و كتاب ما : الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( التمهيد ) ج 1 ، ص 32 - 33 .
( 3 ) ر ك : جامع بيان العلم ، ج 2 ، ص 233 . ارشاد الفحول ، ص 33 . دلائل النبوة بيهقى ، ج 1 ، ص 26 .
عون المعبود ، ج 12 ، ص 356 و اصول سرخسى ، ج 2 ، ص 76 .
( 4 ) سوره حجر ، آيهء 9 .
( 5 ) سورهء فصلت ، آيهء 42 .