مىباشد .
ماليات لرستان در سال 1837 بر روى 60000 تومان ثابت بود ولى از آن ببعد به 80000 تومان افزايش يافته ، چنان كه بر پشتكوه ، 20000 تومان و پيشكوه 60000 تومان ماليات بسته شده است . ساكنان آنجا شكايت دارند كه بر آنها اجحاف مىشود و شايد شكايتهاى آنها بدون دليل هم نباشد . زيرا غير از مالياتهاى سلطنتى ( دولتى ) ، حكمران و توشمالها ( خوانين جزء ) 56 هرگاه بتوانند آنها را تحت فشار قرار ميدهند . بنابراين جاى تعجب نيست از اينكه هرگاه لرها در موقعيتى قرار گيرند كه بتوانند مقاومت كنند ، با عزمى استوار مخالفت خود را نشان ميدهند .
محصولات منطقه
بجز حومه خرمآباد ، كوهدشت ، هرو و چند جاى ديگر ، در منطقه لرستان چندان زراعت نميشود زيرا ساكنين آن در بيشتر نواحى زندگى شبانى دارند و بطور عمده از فرآوردههاى دامى خود گذران ميكنند .
ساكنين لرستان بازارهاى بروجرد ، نهاوند ، همدان و كرمانشاه را با محصولاتى نظير گوشت گوسفند ، پنير و كره كه از دامهاى بيشمار خود بدست ميآورند همچنين مقدار زيادى ذغال كه در نواحى جنگلى تهيه شده و با گاوهاى نر و الاغ حمل مىشود رونق مىبخشند . لرها همچنين درآمد قابل توجهى از راه توليد قاطر كه در سرتاسر ايران به خوبى شناخته شده است بدست ميآورند هرچند كه قاطرهاى شوشتر و دزفول از آنها بهتر است . زنان ايلياتى در بافتن قالى كه پشم آن را از گوسفندان خود فراهم ميكنند ، در تهيهء پوشش نمدى اسبها هم مهارت دارند و نيز پارچههاى خشنى كه از موى بز بافته مىشود و براى افراشتن سياه چادرها به كار ميرود مىبافند . از اين پارچهها خورجين 57 هائى نيز ساخته مىشود كه براى حمل كالا در سراسر ايران به كار مىرود و لرها خود براى حمل زغال ببازار از آن استفاده ميكنند .
در جنگلهاى لرستان نيز مانند جنگلهاى بختيارى درخت