آلبالوى وحشى مىرويد . از چوب اين درخت چپق ساخته مىشود كه ببغداد و ديگر نواحى تركيه صادر مىشود . اين درختان در نواحى داخلى ايران هم وجود دارند . پوست سمور از صادرات ديگر اين منطقه است .
صفات لرها
لرها ( گاهى لرستانى ناميده ميشوند 58 ) مانند همسايگان بختيارى خود به غارتگرى عادت كردهاند ولى نه به شدت آنها .
همچنين لرها به خلاف بختياريها به صورت دستههاى كوچك به غارت مىپردازند . فزون بر اين ، آنها در روش حمله نيز با يكديگر متفاوتند چنان كه لرستانىها پياده به حمله مىپردازند در حالى كه بختيارىها اين كار را سواره و با تاختوتاز انجام ميدهند .
در نتيجه اين وضع ، مسافرت كردن به لرستان شايد از هر نقطه ديگر در ايران ناامنتر باشد . اما اين فقط يك عقيده رايج است .
آنچه كه به من مربوط مىشود بايد منصفانه بگويم كه شكايتى از لرستانىها ندارم . زيرا با اينكه هيچگاه بيش از سه يا چهار مرد همراهم نبود هرگز لرها به من آزارى نرساندند و برعكس هرجا كه رفتم با مهماننوازى آنها روبرو شدم . درست است كه من در زمانى مساعد ، يعنى هنگامى كه انتظار ورود حكمران به لرستان ميرفت در منطقه مسافرت ميكردم و احتمالا اين امر موجب گرديد كه اهالى به يك مسافر اروپائى اهانت نكنند . اما چنين ترسى براى طوايف سركش كه تصميمات خود را در يك لحظه و بدون آيندهنگرى اتخاذ ميكنند بعيد به نظر ميرسد .
در سال 1387 كه با چند نفر از همراهانم به كرمانشاه مسافرت ميكردم ، به من گفته شد تا ديروقت بيرون نباشم زيرا لرستانىها پس از فروش ذغال در نهاوند و همدان و بهنگام بازگشت به كوهها ، در كمين مسافران مىنشيند و در لحظه مساعد با گرزهاى سنگين به آنها حملهور ميشوند .
پس از گذشتن از اسدآباد در هواى تاريك و روشن عصر به دستهاى با مشخصات مذكور برخورد كرديم . آنها از ما خواستند