فرستادند همچنين ابراز ميداشتند كه براى صلح با سرتيپ خان حاضرند ، و ظاهرا خيال داشتند بخرمآباد بيايند در حالى كه سرتيپ خان در عربستان ( خوزستان ) بسر ميبرد . اين طوايف در آبستون
Abistun
در مغرب خرمآباد چادر زده بودند .
3 - جودكى
خوانين اين طايفه به دو گروه آقا رضائى ( خان اصلى - نصر الله ) و آقا ميرزائى ( عباس خان ) تقسيم شدهاند و با يكديگر دشمن هستند . اينان آنقدر ناتوان هستند كه نميتوانند متكى به خود باشند ، بنابراين هر گروه بيكدسته از ميرها پيوسته است ، چنان كه اولى به مير حاجى و دومى به مير رستم وابسته است . برادرزاده نصر الله در دزفول باقى ماند ولى عباس همراه من آمد . مال آنها در قلعه نصير و چمشك قرار داشت ولى رعايا زير نظر كدخدايان در چولهول 58 هستند .
4 - قلاوند
روز هيجدهم سپتامبر من براى رفتن به مال كدخدا فاضل به طرف طاف حركت كردم و روز بعد بازگشتم . كدخدا زكى پسر قندى و حاضر بك كه دو تن از كدخدايان معروف قلاوند هستند براى ديدار من از هفتاد پهلو آمدند . خوراك آنان از ساير لرها و عربهائى كه تاكنون ديدهام ابتدائىتر بود و حتى نان بلوط در دسترس نبود .
با اينكه قلاوندها بخرمآباد نزديك هستند بندرت به آنجا مىروند
5 - نظر على خان
اين رئيس مانند كسان ديگر در مورد من تصوراتى بيش از اندازه داشت . او نامهاى نوشت و در آن متذكر شد كه با همراهان زياد براى گفتگو دربارهء آينده لرستان عازم خرمآباد است . من براى او نوشتم كه تا بازگشت من آمدن خود را بتعويق اندازد .
6 - حسنوند
اخيرا مهر على خان ، سردار امجد ، باقر خان كاكاوند ، عظيم خان ايتوند و لطفعلى خان خزعل بر ضد نظر على خان بيعت كرده بودند .