در نزديكى خرابههاى كاروانسراى مخبرآباد در نزديكى رودخانه توقف كرديم .
قبل از بالا رفتن از جاده دليچ 54 از بوك بلند 55 كه داراى نشيب و فراز فراوان بود گذشتيم . در مرتفعترين نقطه گذرگاه دليچ هوا مانند بهار است و كمى دور تر آثار يك برج ديدهبانى و نشانههائى از راهسازى به چشم مىخورد . در آب سرد تغيير درجه هوا كاملا مشهود است .
رويدادهاى طوايف
1 - سگوند رحيم خانى
صيد محمد و چراغ خان كه سال گذشته بخاطر باج گرفتن از سروان نوئل از عربستان ( خوزستان ) رانده شدند روز يازدهم در حوالى خرمآباد نمايان گرديدند . آنها توصيهنامهاى از نظر عليخان 56 همراه داشتند . بيرانوها و ديگر سرشناسان منطقه مرا تحت فشار قرار ميدادند كه صيد محمد خان و چراغ خان و همچنين بهاروندها را كه از اين دو نفر حمايت ميكردند و بخاطر آنها كاروانى را توقيف كرده بودند ببخشايم . من آنها را ( صيد محمد و چراغ خان ) تا روز هيجدهم از ورود به شهر منع كردم هنگاميكه عازم مال قلاوندها در منطقه طاف بودم آنها كه بر سر راه من منتظر ايستاده بودند قبل از اينكه ايشانرا تشخيص دهم در ميان جماعتى از بهاروندها به طرف من پريده و ركابم 57 را گرفته و بر زانوانم بوسه زدند . اين كار در آئين لرها حالت تسليم است و مستلزم پذيرفتن است يا كشتن و يا عفو كامل . تنها كارى كه مىتوانستم انجام دهم اين بود كه گفتم به شهر بروند تا در بازگشت به اين موضوع رسيدگى كنم . آنها به آبدرخانه پناه بردند و چون بيرانوندها در كينتوزى اصرار مىورزيدند فكر كردم عاقلانهتر آنست تا براى جلوگيرى از هرگونه شرارتى در جاده آنها را همراه خود به بروجرد ببرم .
2 - سگوند عاليخانى
خوانين اين طايفه پيامهائى مبنى بر اظهار خدمتگزارى