خدا نميتوانى نفوذ كنى ، قدرتى كه بيرون از آسمان و زمين است و دليل قاطع بر وحدانيت خدا است .
اين سخن كه اين كلام در آخرت به آنها گفته خواهد شد ، لفظ احتمال آن را ميدهد ليكن معين و محدود نميكند زيرا لفظ تمام شامل اين و آن است و مفسران اين عام را فهميدهاند و آن را به صورتهاى متعدد تفسير كردهاند كه همه آنها به آيه منطبق است .
من ترجيح مىدهم كه اين خطاب در دنيا به آنها شده باشد نه در آخرت بدليل اين جمله
« مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
كه ارض را با سماوات با مقارنه آورده است و اين زمين ( ارض ) ما آن روز كوبيده شده است و از بين رفته است .
مگر اينكه كلمه « ارض » را به « ارض محشر » حمل كنيم كه آن هم بعيد است زيرا در سياق آيه با آيات جلوتر ، سابقهاى به آن ندارد تا لفظ را بر آن حمل كنيم همچنين فرمايش خدا در آيه بعد مويد اين مطلب است :
« يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ »
« 1 »
زيرا كيهاننوردان در مسافرتهاى كيهانى به اين خطرها كه در آيه متعرض آن شده است دچار مىگردند و به آن اشاره كردهاند مانند پرتوهاى كشنده كيهانى ، و شهابهايى سوزان كه سقوط مىكند و نيزههاى آتشينى كه در فضاى كيهانى است . شك نيست كه اين نيزهها داراى فلزاتى آتشين و مشتعل است و ساير مسائل كه اين آيه بطور كلى به آنها اشاره كرده است .
آنچه كه ابن عباس در تفسير خود گفته است : اگر ميتوانيد بدانيد در آسمانها و زمين چه ميگذرد يا علم به اقطار آسمانها و زمين را داشته باشيد هرگز
هامش
( 1 ) - بر شما شرارهء آتش يا گداخته مس ريخته مىشود پس ياورى براى خود نمىيابيد . ( الرحمن 35 . )