هيچيك از اين افراد از دست دشمنان خود و براى امكان زيستن ، راه نجاتى ندارند ، پرندگانى كه تخم ميگذارند تخمهايشان در معرض نابودى حيوانات ديگر است كه جنين مرغ را در همان نطفه از بين مىبرند ، و اگر پرنده تخم بيشتر بگذارد تا جلوى عامل از بين رفتن را بگيرد در نتيجه ، جوجههايش بيشتر در معرض نابودى بوسيله حيوانات قرار خواهند گرفت پس ، از جوجهها تنها آن عده باقى مىمانند كه براى باقى ماندن صالحترند و اينرا ما مبارزه در راه بقا مىناميم . به اين نظريه اعتراضاتى وارد است كه به آن جواب نميتوان داد :
1 - به اين تخمها چه نيرويى داده شده است كه باقى بمانند كه ساير تخمها ندارند ؟ چرا اين جوجه باقى مىماند و آن يكى از بين ميرود ؟
آيا در اين جوجه مقاومتى طبيعى وجود دارد كه او را از تلف شدن مانع مىشود ؟ و آنكه تلف مىشود به علت ضعيف بودن است ؟
2 - وقتى دانهاى را مىكاريم مىبينيم بعضى از آنها مىرويد و بعضى ديگر ضايع مىگردد آيا آنكه مىرويد قويتر از آن يكى است كه فاسد مىشود ؟
3 - حيوانات قوى كه حيوانات ضعيف را مىدرند ، دريده شدن آنها بر حسب تصادف ، صورت ميگيرد و به قوت و ضعف حيوانى كه دريده مىشود مربوط نيست ، در صورتى كه حيوانى كه دريده شده است براى باقيماندن بمراتب قويتر از آن حيوانى است كه دريده نشده است .
4 - و جنگهايى بر پا مىشود و جنگجويان نيرومندى در آن كشته مىشوند در حالى كه افراد ترسو ، زنان و كودكان و پيران باقى مىمانند .
5 - در كشتى كه گرفتار امواج و طوفان مىشود و در وسط دريا غرقه مىگردد عده زيادى مرد و زن و كودك در آن كشتى وجود دارند مىبينيم كه غالبا بعضى از سرنشينان آن غرق مىگردند .
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: عبد الغني الخطيب
ص٢٠٨