كليدهاى خزائن زمين را در دست داشت گفت : اگر پادشاهى را هم بپذيرى از مقامى كه نزد خدا دارى نخواهد كاست .
32 . على عليه السّلام در وصف پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و تأسّى به آن حضرت فرمود : پيامبر پاك و پاكيزهء خود را سرمشق گير . . . كه از دنيا نيم لقمهاى برگرفت و چشمى بدان ندوخت .
از همه كس پهلويش از دنيا لاغرتر و شكمش از دنيا خالىتر بود . دنيا بر او عرضه شد ولى نپذيرفت . و هر گاه دانست كه خداوند چيزى را دشمن دارد او نيز آن را دشمن داشت و چيزى را كه خدا حقير دانست او نيز حقير شمرد . و اگر خصلتى جز اين در ما نبود كه دوست مىداريم آنچه را خدا دشمن داشته ، و بزرگ مىداريم چيزى را كه خدا كوچك شمرده ، همين در مخالفت و دشمنى ما با خدا و سرپيچى از فرمان او بس بود ! همانا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر روى زمين غذا مىخورد . چون بندگان مىنشست .
كفش خود را به دست خويش پينه مىزد و لباسش را وصله مىدوخت . بر الاغ بىپالان سوار مىشد و ديگرى را هم در رديف خود سوار مىكرد . و چون ديد پرندهاى با نقش و نگار بر در اتاقش آويخته ، به يكى از زنان خود فرمود : اى فلانى ، اين پرده را از نظرم دور دار ، كه هر گاه به آن مىنگرم به ياد دنيا و زرق و برق آن مىافتم ! پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله قلبا از دنيا روى گرداند و ياد آن را در درون خود بكشت . او دوست داشت زينتهاى دنيا از نظرش پنهان باشد تا مبادا جامهاى زيبا و فاخر از آن برگيرد و آن را خانهء هميشگى خود پندارد و اميد اقامت در آن را در سر بپروراند .
پس دنيا را به كلى از جان خود بيرون كرد و ياد آن را از دل براند و آن را از نظر پنهان داشت . آرى هر كه چيزى را دشمن دارد نگاه به آن را نيز دشمن دارد و خوش ندارد نامى از آن در نزد او به ميان آيد .
33 . امام صادق عليه السّلام فرمود : چيزى از دنيا براى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خوشتر از آن نبود كه در دنيا گرسنه و ترسناك [ از خدا و نگران از اوضاع ] باشد .
سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٨