از سخن [ بيهوده ] خوددارى مىكند چنان كه از مردارى كه بوى گندش بلند شده دورى مىكند . از كالاى بىارزش دنيا و زرق و برق آن دورى مىكند چنان كه از آتش دورى مىنمايد كه مبادا شعلهاش او را فرا گيرد . آرزوى خود را كوتاه مىسازد و مرگ او پيش چشمش مجسّم است .
گفتم : اى جبرئيل ، تفسير اخلاص چيست ؟ گفت : با اخلاص كسى است كه از مردم چيزى نخواهد تا خود بدان دست يابد ، و هر گاه به دست آورد بدان راضى مىشود ، و اگر چيزى در دستش باقي ماند در راه خدا مىبخشد . و چون از مردم درخواستى نكرد به بندگى خود در برابر خداوند اقرار نموده ، و اگر به چيزى دست يافت و بدان راضى شد پس از خداوند راضى شده و خداى بزرگ نيز از او راضى است . و اگر چيزى در راه خدا بخشيد در حدّ وثوق و اعتماد به خداى خود قرار دارد .
گفتم : تفسير يقين چيست ؟ گفت : مؤمن چنان براى خدا كار مىكند كه گويى خدا را مىبيند ، و اگر او خدا را نمىبيند . خدا او را مىبيند و به طور يقين مىداند كه آنچه به او رسيده نمىتوانست از او خطا برود ، و آنچه از او خطا رفته نمىتوانست به او برسد . اينها كه گفته شد شاخههاى توكل و نردبان زهد است .
30 . امام باقر عليه السّلام مىفرمود : فرشتهاى نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت : اى محمّد ، خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد : اگر بخواهى همهء ريگهاى مكه را برايت طلا سازم ! آن حضرت سر به سوى آسمان برداشت و گفت : پروردگارا ، مىخواهم روزى سير باشم و سپاس تو گويم ، و روزى گرسنه باشم و از تو درخواست نمايم .
31 . امام باقر عليه السّلام مىفرمود : فرشتهاى نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت :
خداوند تو را مختار فرموده كه بندهاى فروتن و رسول باشى يا پادشاه و رسول ! آن حضرت به جبرئيل عليه السلام نگاه كرد و او با دست اشاره كرد كه فروتنى اختيار كن .
پس حضرت فرمود : مىخواهم بندهاى فروتن و رسول باشم . آن فرشته در حالى كه
سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧