تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
است و گاهست كه مرد يكى مىباشد به اين معنى كه او يك آدمى است و دو آدمى نيست و يك مرد است و دو مرد نيست و يك شخص است و دو شخص نيست و گاهيست كه بحسب فضل يكى مىباشد و در علم نيز يكى و در سخاء يكى و در شجاعت يكى و چون قائل خواهد كه از كميتش خبر دهد ميگويد كه او يك مرد است پس اين از گفتارش دلالت دارد بر اينكه او يك مرد است و دو مرد نيست و چون خواهد كه از فضلش خبر دهد مىگويد كه اينك يكتا و يگانه عصر خود است و اين دلالت دارد بر آنكه او را در فضل دويمى نيست و چون خواهد كه بر علمش دلالت كند مىگويد كه او در علمش يكتا و يگانه است پس اگر قول او كه ميگويد يكى به مجرد همين و به خودى خود بر فضل و علم دلالت داشته باشد چنان كه به خودى خود بر كميت دلالت دارد هر آينه چنان باشد كه هر كه لفظ يكى را بر او اطلاق كند اراده داشته باشد فاضلى را كه از برايش دويمى نيست در فضلى كه دارد و عالمى را كه از برايش دويمى نيست در علمى كه دارد و جوادى را كه از برايش دويمى نيست در جودى كه دارد و چون چنين نيست درست شد كه آن به خودى خود دلالت ندارد مگر بر كميت چيزى نه غير آن و از براى آنچه يكى بسوى آن اضافه شده از قول قائل كه يكتا و يگانه عصر و روزگار خود است هيچ معنى نباشد و نه از براى تقييدش بعلم و شجاعت زيرا كه آن بدون اين زيادتى و بىاين تقييد بر نهايت فضل و غايت علم و شجاعت دلالت مىكرد و چون با وجود آن بزيادتى لفظى محتاج شد بتقييدش به چيزى ديگر آنچه ما گفتيم درست شد پس متقرر و ثابت گرديد كه لفظ قائل كه ميگويد يكى چون بر چيزى مقول و محمول شود به مجرد همين بر كميتش دلالت مىكند در نام اخصى كه دارد و بواسطهء آنچه به آن وابسته مىشود بر فضل و افزونى چيزى كه بر او مقول و محمول مىشود و بر كمال او و بر يگانه‌شدنش بفضل و علم وجودش دلالت مىكند و آشكار شد كه درهمى كه يكيست گاهست كه به وزن يكدرهم و به شماره يكدرهم و بضرب يكدرهم مىباشد و گاهست كه به وزن دو درهم مىباشد و بضرب يكدرهم و گاهست كه به حساب دانكها شش دانگ و به حساب فلوس شصت فلس و باجزاء بسيار مىباشد و همچنين بنده يك بنده مىباشد و به هيچ وجه دو بنده نميباشد و يك شخص مىباشد و به هيچ وجه دو شخص نميباشد و اجزاى