تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
ارزق بدرستى كه او از خاندان پيغمبريست و ايشان وارثان علم و دانشمند پس نافع ابن ارزق رو بجانب امام حسين ( ع ) آورد حضرت امام حسين ( ع ) به او فرمود كه اى نافع بدرستى كه هر كه بناى دين خود را بر قياس نهاد در همهء روزگار پيوسته در غوطه - خوردن باشد و از راه راست مائل و در كجى كوچ‌كننده و رونده و از راه گمراه و دور افتاده باشد و آنچه بگويد خوب و زيبا نباشد اى پسر ارزق خداى خود را وصف ميكنم به آنچه خودش را به آن وصف كرده و او را ميشناسم يا مىشناسانم به آنچه خودش را به آن شناسانيده بحاسها دريافته نميشود و او را بمردم قياس نميتوان كرد پس او نزديكى است كه نچسبيده و دورى است كه دورى ندارد بيگانگى پرستش مىشود و او را پاره پاره فرض نميتوان كرد بآيات معروف است و بعلامات موصوف نيست خدائى مگر او كه بزرگوار و برتر و بلند مرتبه است . حديث كرد ما را احمد بن هرون فامى رحمة الله گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى از پدرش از احمد بن محمد بن عيسى از محمد خالد برقى از محمد بن ابى عمير از مفضل بن عمر از امام جعفر صادق ( ع ) كه فرمود هر كه خدا را را بآفريده‌اش تشبيه كند مشرك است . بدرستى كه خداى تبارك و تعالى به چيزى شباهت ندارد و چيزى به او نميماند و هر چه در وهم و خيال واقع شود آن جناب بخلاف آنست . مترجم گويد كه مؤلف بعد از اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب رحمة اللَّه گفته است كه دليل بر اينكه خداى سبحانه به چيزى از آفريده‌اش شباهت ندارد از راهى از راهها و به جهتى از جهات آنست كه از براى چيزى از افعالش جهتى نيست مگر آنكه محدث و موجود است كه ديگرى آن را پديد آورده و هيچ جهت محدثهء نيست مگر آنكه دلالت مىكند بر حدوث كسى كه اين جهت از براى اوست پس اگر خداى جل - ثناؤه به چيزى از آنها ميمانست هر آينه آن جهت بر حدوثش دلالت ميكرد از آنجا كه بر حدوث كسى كه اين جهت از براى او است دلالت ميكرد زيرا كه دو چيز كه مانند يك ديگر باشند در عقول يك حكم را اقتضاء ميكنند از آنجا كه به جهت آن به يكديگر
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 67 | اردكانى / الشيخ الصدوق