( يعنى و پند ده اهل ايمان را پس بدرستى كه پند دادن نفع ميدهد مؤمنان را ) سليمان گفت كه مرا زياد كن و بيشتر بفرما فداى تو گردم امام رضا ( ع ) فرمود كه خبر داد مرا پدرم از پدرانش عليهم السلام كه رسول خدا ( ص ) فرمود كه خداى عز و جل بسوى پيغمبرى از پيغمبرانش وحى فرمود كه فلان پادشاه را خبر ده كه من تا فلان وقت او را ميميرانم پس آن پيغمبر بنزد پادشاه آمد و او را خبر داد و پادشاه بر روى تخت خويش نشسته بود پس آن پادشاه خدا را خواند و دعاء كرد تا از تخت فرو افتاد و گفت كه اى پروردگار من مرا مهلت ده تا طفلم بزرگ شود و كار خود را بگذارم و آنچه بايد بكنم پس خداى عز و جل بسوى آن پيغمبر وحى فرمود كه بيا بنزد فلان پادشاه و او را اعلام كن كه من در اجلش زمان دادم و آن را پس انداختم و پانزده سال در عمرش افزودم آن پيغمبر عرض كرد كه اى پروردگار من تو ميدانى كه من هرگز دروغ نگفتهام خداى عز و جل بسوى او وحى فرمود كه جز اين نيست كه تو بندهء فرمان دادهشدهء پس اين مطلب را به او برسان و خدا سؤال نميشود از آنچه مىكند بعد از آن حضرت بجانب سليمان ملتفت شد و فرمود تو را چنان مىپندارم كه در اين باب مانند يهودشدهء سليمان گفت پناه ميبرم به خدا از اينكه بيهود مانم و يهود چه گفتهاند حضرت فرمود كه گفتهاند كه
يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
و قصد داشتند كه خدا از كار فارغ و خلاص شده پس چنان نيست كه چيزى را احداث كند خداى عز و جل فرمود كه
غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا
و شنيدم از گروهى كه پدرم حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام را از بداء سؤال كردند فرمود كه مردم از بداع چه انكار ميكنند و از اينكه خدا گروهى را موقوف دارد كه ايشان را بتأخير افكند به جهت فرمان خويش سليمان گفت آيا مرا خبر نمىدهى از سورهء
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
كه در چه چيزى فرود آورده شده امام رضا ( ع ) فرمود كه خداى عز و جل آنچه را كه از اول سال تا آخر سال مىباشد از زندگى يا مردن يا خوبى يا بدى يا روزى در شب قدر تقدير مىكند پس آنچه خدا در آن شب آن را مقدور كرده باشد از جملهء محتوم است كه خدا آن را محكم و واجب نموده و به آن حكم فرموده سليمان گفت كه اكنون فهميدم فداى تو گردم پس مرا زياد كن حضرت فرمود كه اى سليمان بدرستى كه از جملهء كارها كارى چند است كه در