تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
و خردمندانى كه انصاف دارند از فهميدن آن در نمانند اما اول آن پس اگر چنان باشد كه آنچه آفريده به جهت حاجتى از خود آفريده باشد هر آينه گوينده را ميرسد كه بگويد كه خدا بسوى آنچه آفريده منتقل مىشود به جهت حاجتش به آن و ليكن خداى عز و جل چيزى را بجهة حاجتى نيافريده و پيوسته ثابت بوده نه در چيزى و نه بر چيزى مگر آنكه آفريدگان بعضى از ايشان بعضى را نگاه ميدارند و بعضى از ايشان در بعضى داخل ميشوند و از آن بيرون مىآيند و خداى جل و تقدس بقدرتش همهء آنها را نگاه ميدارد و در چيزى داخل نميشود و از آن بيرون مىآيد و حفظش او را در رنج نيفكند و بر او گران نيايد و از نگاه داشتنش در نماند و كسى از آفريدگان نشناسد و نداند كه اين امر چگونه است مگر خداى عز و جل و كسى كه خدا او را بر آن اطلاع داده باشد از رسولان و صاحبان راز خويش و مستحفظانى كه ايشان را حافظ و نگاهبان از براى امر خويش گردانيده و خزينه‌دارانش كه بشريعتش ايستادگانند و در آن سعى و اهتمام دارند و جز اين نيست كه كار و فرمانش چون نگريستن به چشم است از اعلاى حدقه باسفل يعنى چشم زدن بلكه آن نزديكتر است و كمتر چون چيزى را خواهد به آن ميگويد كه باشد پس مىباشد بخواست و اراده او و چيزى از آفريدگانش و در نزد او از چيز ديگر نزديكتر نيست و چيزى نيست كه نسبت به او از چيز ديگر دور تر باشد اى عمران آيا فهميدى عمران گفت آرى اى سيد من فهميدم و من گواهى مىدهم باينكه خدا بر آن چيزيست كه وصف كردى و توحيد نمودى و باينكه محمد بندهء او است كه بهدايت و دين حق مبعوث شده و بعد از آن بر رو در افتاد در حالى كه سجده‌كننده بود بجانب قبله و اسلام آورد . حسن بن محمد نوفلى گفت كه چون متكلمان بسوى كلام عمران صابى نظر كردند با آنكه عمران در فن جدال و خصومت چنان صاحب مهارت بود كه هرگز كسى او را از حجتش قطع نكرده بود و بر او غالب نشده بود هيچ يك از ايشان به حضرت امام رضا ( ع ) نزديك نشد و او را از چيزى سؤال نكردند و ما داخل شام شديم كه وقت آن در آمد پس مأمون و امام رضا ( ع ) برخاستند و داخل منزل شدند و مردم