آفريدگان كه چيزيست كه بواسطهء آن بر او استدلال ميكنند او را بمعنيش در نيابد عبادتى كه از آفريدگان باشد از براى نامها و صفات او خواهد بود نه معنى او پس اگر نه اين بود كه اين امر همچنين بود هر آينه معبودى كه بيگانگى پرستششدهء غير خدا بود زيرا كه صفات و نامهايش غير او است آيا فهميدى عمران گفت آرى اى سيد من مرا زياد كن و بيش از اين بفرما امام رضا ( ع ) فرمود كه بپرهيز از قول جهان كه اهل كورى و ضلالند يعنى آنان كه گمان ميكنند كه خداى جل و تقدس در آخرت موجود است از براى حساب در باب ثواب و عقاب و در دنيا از براى طاعت و رجاء و موجود نيست و اگر خداى عز و جل را در وجود نقص و شكستگى ميبود هرگز در آخرت موجود نميشد و ليكن اين گروه حيران گرديدهاند و از حق كور و كر شدهاند از آنجا كه نميدانند و اينست معنى قول خداى عز و جل
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
يعنى كور است از حقايق موجوده و ترجمهء آيه اينست كه و هر كه هست در اين دنيا نابينا يعنى ديدهء دلش راه صواب را نبيند پس او در آخرت نابينا است يا نابيناتر و مراد نابينائى دلست كه عبارت است از جهالت و ضلالت و گمراهتر است از روى راه و خداوندان عقلهاى خالص دانستهاند كه استدلال بر آنچه در آنجا است نميباشد مگر به آنچه در اينجا باشد و هر كه علم اين را براى خود گرفته و وجود و ادراك او را از نفس خود جسته نه غير آن از علم اين چيزى را غير از دورى نيفزوده زيرا كه خداى عز و جل علم اين را بخصوص در نزد گروهى قرار داده كه عقل دارند و ميدانند و ميفهمند : عمران گفت كه اى سيد من آيا مرا از ابداع خبر نميدهى كه آيا آن آفريده يا غير آفريده است امام رضا ( ع ) فرمود كه بلكه آفريده ايست ساكن كه به سكون دريافته نميشود و جز اين نيست كه آفريده گرديده زيرا كه آن چيزيست محدث كه تازه موجود شده و خدا همان است كه آن را احداث فرموده پس ابداع آفريدهء او گرديده و جز اين نيست كه همين خداى عز و جل و آفريدهاش بود كه سيمى در ميان ايشان نبود و سيمى غير از اين دو نبود پس آنچه خداى عز و جل آفريد از اين در نگذرد كه آفريدهاش باشد و گاهست كه آفريده ساكن و متحرك و مختلف و مؤتلف و معلوم و متشابه مىباشد و هر چه اندازه