تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
كه اين بتان قدرت ندارند بر چيزى از اين نعمتهاى جليلهء كه پروردگار شما تبارك و تعالى آنها را بر شما انعام فرموده . حديث كرد ما را پدرم رضى الله عنه گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى از حسن بن محبوب از داود بن كثير رقى از ابو عبيدهء حذاء از حضرت باقر ( ع ) كه فرمود رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود كه خداى جل جلاله فرموده بدرستى كه از جملهء بندگان مؤمن كسى است كه در عبادت و پرستش من سعى و كوشش مىكند و از خواب و بالش لذيذ خود بر ميخيزد و در شبها بيدار خوابى ميكشد و خود را در پرستش من در رنج ميافكند پس در يك شب و دو شب پينكى را به او مىزنيم و خواب را بر او مسلط ميگردانيم به جهت نظر و التفاتى از من براى او و رعايت و مرحمت كردن بر او پس بخواب ميرود تا صبح مىكند و بر ميخيزد و حال آنكه او خودش را دشمن و بر نفسش عتاب‌كننده و منكر و از آن ناخوشنود باشد و اگر در ميان او و آنچه ميخواهد از پرستش من رها كنم و او را به آن واگذارم هر آينه از آن عجب و خود بينى بر او داخل شود و همان عجب او را بسوى فريفته شدن باعمال خويش و راضىشدنش از خودش بگرداند تا آنكه گمان كند كه بفضل و مرتبه از همهءكنندگان در گذشته و در عبادتش از اندازهء تقصير و كوتاهى كردن تجاوز كرده پس در نزد اين گمان از من دور مىشود و او گمان دارد كه بسوى من تقرب و نزديكى ميجويد . حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « ره » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از ابراهيم بن هاشم از حسن بن محبوب از مالك بن عطيه از داود بن فرقد از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود در آنچه خداى عز و جل بسوى موسى ( ع ) وحى فرمود اين بود كه اى موسى من هيچ آفريدهء را نيافريده‌ام كه در نزد من از بنده مؤمنم دوست‌تر باشد و جز اين نيست كه او را مىآزمايم و در بلاء و زحمت مياندازم به جهت آنچه از برايش بهتر است و عافيت مىدهم او را به جهت آنچه از برايش بهتر است و من داناترم به آنچه بنده‌ام بر آن بصلاح مىآيد پس بايد كه بر بلاى من صبر كند و نعمتهاى