تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
وِزْرَ أُخْرى
و ترجمهء آن گذشت و نيز آن جناب عز و جل فرموده كه
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
يعنى « و نيز در صحف موسى ابراهيم است كه آنكه نيست آدمى را مگر آنچه سعى و كوشش كرده باشد . » يعنى « چنان كه كسى را بگناه ديگرى نگيرد به ثواب ديگرى نيز مثاب نميگرداند . » و خداى عز و جل را روا باشد كه عفو كند و تفضيل فرمايد و آن جناب عز و جل را روا نيست كه ستم كند و خداى تبارك و تعالى بر بندگانش اطاعت كسى را واجب نميكند كه ميداند كه ايشان را گمراه مىكند و در ضلالت مياندازد و از براى رسالتش اختيار نمىفرمايد و بر نمىگزيند و از بندگانش كسى را كه ميداند كه كافر مىشود و شيطان را به غير از خدا مىپرستد و بر خلقش حجتى را فرا نمىگيرد مگر كسى كه معصوم باشد و مؤلف ميگويد كه اين حديث طولى دارد و ما از آن موضع حاجت را فرا گرفتيم و اين حديث را بتمامه در كتاب خصال اخراج كرده‌ام . حديث كرد ما را احمد بن زياد بن جعفر بن همدانى « رضى اللَّه عنه » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از محمد بن ابى عمير كه گفت شنيدم از حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام كه مىفرمود خدا كسى را در آتش دوزخ مخلد و جاويد ندارد مگر اهل كفر و جحود و اهل ضلالت و شرك را و هر كه از گناهان كبيره دورى كند از مؤمنان از گناهان صغيره سؤال نشود خداى تبارك و تعالى فرموده كه
إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً
يعنى « اگر اجتناب و دورى كنيد از گناهان بزرك از آنچه نهى كرده ميشويد از آن يعنى ما و خليفه ما شما را از آن نهى كرده‌ايم در گذرانيم و عفو كنيم از شما گناهان شما را يعنى گناهان كوچك شما را و در آورديم شما را در موضع خوب گرانمايه كه بهشت است . » راوى ميگويد كه به آن حضرت عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه پس شفاعت از براى كى واجب است از گناهكاران فرمود كه حديث كرد مرا پدرم از پدرانش از على عليهم السلام كه فرمود شنيدم از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه ميفرمود جز اين نيست كه شفاعت من از براى صاحبان گناهان كبيره از امت منست و اما نيكوكاران از ايشان پس بر ايشان هيچ راه و تسلطى نيست ابن ابى عمير ميگويد كه به آن حضرت عرض كردم كه
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 450 | اردكانى / الشيخ الصدوق