است و چه كيفيت دارد او را در معرض صفات زائده و صفات ممكنات در آورده و هر كه بگويد كه بر روى چيست او را محمول قرار داده كه چيزى حامل او است و او را برداشته و هر كه بگويد كه در كجا است بعضى از مكانها را از او خالى فرض نموده و اين مستلزم اختصاص بمكانى است كه غايت را لازم دارد چه هر چه در مكانى باشد آن را غايات و اطراف و نهايات لازم است و هر كه بگويد كه تا چه زمان مىباشد او را موقت گردانيده كه وقتى را از برايش قرار داده عالم و دانا بود در هنگامى كه هيچ معلومى نبود كه علم به آن تعلق گيرد و خالق و آفريدگار بود در وقتى كه هيچ مخلوق و آفريدهء نبود و پروردگارى داشت در زمانى كه هيچ پروريدهء نبود كه قابل تربيت باشد و معبوديت داشت در اوانى كه هيچ عبادتكنندهء نبود كه عبادت كند و پروردگار ما را چنين وصف بايد نمود و آن جناب بالاتر است از آنچه وصفكنندگان او را وصف ميكنند .
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق « رضى اللَّه عنه » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد الله كوفى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن اسماعيل برمكى گفت كه حديث كرد ما را على بن عباس گفت كه حديث كرد ما را حسن بن محبوب از حماد بن عمرو نصيبى كه گفت حضرت جعفر بن محمد ( ع ) را از توحيد خدا سؤال كردم فرمود يكيست كه پناه نيازمندان است و ازلى كه هميشه بوده و صمدى و بىنيازى كه او را سايه و روحى نيست كه او را نگاه دارد و آن جناب چيزها را بسايها و روحهاى آنها نگاه ميدارد عارف است بمجهول و معروف است در نزد هر جاهل و منسوب است بسوى انفراد و تنهائى نه خلق او در اويند و نه او در خلق خود است و بحس در نيايد و جسته نشود و ديدها او را در نيابد بلند شد و نزديك گرديد و نزديك شد و دور گرديد و نافرمانى شد و آمرزيد و فرمان بردارى شد و شكرگزارى كرد بعطاى جزاى آن و زمينش گرداگرد او را فرا نگيرد و آسمانهايش او را بر ندارد و بدرستى كه او بردارندهء چيزها است بتوانائى خويش منسوب است بسوى دوام و هميشگى نه فراموشى دارد و نه لهو و بيهوده كارى و نه
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: اردكانى
ص٤٤