تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
مراد از آن اينست كه خدا امر را ببندگان گذاشته كه هر چه خواهند كنند بدون مدخليت آن جناب از توفيق و خذلان هر دو باطل است و حق اثبات امر بين الامرين است كه نه صرف جبر باشد و نه محض تفويض بلكه امر ثالثى است كه بشكستن صورت هر يك مزاجى گرفتهء غير از مزاج هر يك نظير سكنجبين نيست به سركه و انگبين نه آنكه قدرى از آن باشد و قدرى از اين چنان كه مذكور خواهد شد پدرم « ره » گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از يعقوب بن يزيد از حماد بن عيسى از ابراهيم بن عمر يمانى از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود تا آخر آنچه در حديث هشتم از باب استطاعت گذشت مگر آنكه تفسير اذن در اينجا نيست و در فقره نهى چون امر لفظ از هر چه باشد در اينجا مذكور است و در آنجا نبود و ديگرى فرقى ندارند . پدرم « ره » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از محمد بن عيسى از يونس بن عبد الرحمن از حفص بن قرط از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود رسول خدا ص فرمود كه هر كه گمان كند كه خداى تبارك و تعالى ببدى و زشتى امر ميفرمايد بر خدا دروغ گفته و هر كه گمان كند كه خوبى و بدى بىخواست خدا است خدا را از سلطنتش بيرون برده و هر كه گمان كند كه گناهان بدون قوت خدا است بر خدا دروغ گفته و هر كه بر خدا دروغ گويد خدا او را در آتش دوزخ در آورد و مقصود از خوبى و بدى تندرستى و بيماريست و اين معنى قول خداى تعالى است كه
وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً
يعنى و مىآزمائيم شما را و مراد اينست كه با شما معاملهء آزمايندگان ميكنيم ببدى يعنى بلاها و مصيبت‌ها و نيكوئى يعنى عطاها و نعمتها آزمودگى يعنى با شما معاملهء اهل امتحان مينمائيم در سختى و آسانى و نكبت و دولت تا مرتبهء هر يك در صبر و جزع و شكر و كفران بر عالميان ظاهر شود . حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل « ره » گفت كه حديث كرد ما را على بن حسين سعدآبادى از احمد بن ابى عبد الله برقى از پدرش از يونس بن عبد الرحمن از چندين نفر از حضرت باقر و صادق عليهما السلام كه فرمودند بدرستى كه خداى عز و جل بخلق خود از آن مهربانتر است كه خلق خود را بر گناهان جبر كند بعد از آن ايشان