تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
صادق ( ع ) كه فرمود رسول خدا ( ص ) فرمود كه از امت من نه چيز برداشته شده خطاء كه بىاختيار و بغفلت از كسى صادر شود و فراموشى و چيزى كه بر آن اكراه و جبر شده باشند و آنچه طاقت و توانائى ندارند و آنچه نميدانند و آنچه بسوى آن مضطر و و ناچار شده باشند و حسد و طيره بكسر طاء و فتح ياء حطى بر وزن خيره يعنى تأثر نفس بفال بد و تفكر در وسوسهء در خلق مادام كه بلب نطق نشده باشد و مراد وسوسه‌هاى شيطان باشد كه بسبب تفكر در احوال خلق و گمان بد بايشان بردن حادث مىشود به جهت آنچه مشاهده مىشود از احوال و اقوال بنا بر يك احتمال و احتمال غير از اين نيز دارد حديث كرد ما را تميم بن عبد اللَّه بن تميم بن قرشى در فرغانه گفت كه حديث كرد ما را پدرم از احمد بن على انصارى از عبد السلام بن صالح هروى كه گفت مأمون حضرت على بن موسى الرضا عليهما السلام را سؤال كرد از قول خداى عز و جل
الَّذِينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً
كه ترجمه‌اش اينست كه آن كافران كه بود چشمهاى ايشان در پوششى از ياد كردن من چنان بودند كه شنيدن را نميتوانستند پس حضرت فرمود كه پوشش چشم از ذكر منع نمىكند و ذكر بچشمها ديده نميشود و ليكن خداى عز و جل كسانى را كه بولايت على بن ابى طالب ( ع ) كافر شده‌اند بكوران تشبيه فرموده زيرا كه ايشان گفتار پيغمبر ( ص ) را در شأن او گران ميشمردند و نميتوانستند كه آن را شنيد مأمون گفت كه اندوه را از من بردى خداى اندوه را از تو ببرد .

« باب پنجاه و پنجم » در بيان ابتلاء و اختيار كه بمعنى آزمودن باشد

پدرم « ره » گفت كه حديث كرد ما را احمد بن ادريس از محمد بن احمد بن
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 395 | اردكانى / الشيخ الصدوق