حديث كرد ما را احمد بن يحيى عطار گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عيسى از على بن حكم از عبد اللَّه بن بكير از حمزة بن حمران كه گفت به حضرت صادق ( ع ) عرض كردم كه ما را سخنى است كه به آن تكلم ميكنيم فرمود كه آن را بياور عرض كردم كه ميگوئيم كه خداى عز و جل امر فرموده و نهى نموده و اجلها و مدتها را نوشته و همچنين اثرها را از براى هر نفسى به آنچه از برايش تقدير فرموده و اراده نموده و در ايشان از استطاعت از براى طاعتش چيزى را قرار داده كه بواسطه آن بجا آورند آنچه را كه ايشان را به آن امر فرمود و آنچه را كه ايشان را از آن نهى نموده پس هر گاه اين را ترك كنند و بسوى غير از اين روند محجوج و مغلوب باشند به آنچه در ايشان قرار داده از استطاعت و قوت از براى طاعتش حضرت فرمود كه اين حق و راست و درست است هر گاه از اين در نگذرى بسوى غير اين حديث كردند ما را پدرم و محمد بن حسن « رضى » گفتند كه حديث كردند ما را سعد بن عبد اللَّه و عبد اللَّه بن جعفر حميرى هر دو از احمد بن محمد بن عيسى از حسن بن على بن فضال از ابو جميله از مفضل بن صالح از محمد بن على حلبى از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود بندگان مأمور نشدهاند مگر به چيزى كه كمتر از توانائى ايشانست و هر چيزى كه مردم بگرفتن آن مأمور شدهاند آن را توانائى دارند و آنچه توانائى آن را ندارند از ايشان موضوع است كه خدا آن را از ايشان برداشته و ليكن مردم هيچ خوبى در ايشان نيست .
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « رضى » گفت كه حديث كرد كرد ما را محمد بن حسن صفار گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسين بن ابى الخطاب از على بن اسباط كه گفت أبو الحسن حضرت امام رضا ( ع ) را از استطاعت سؤال كردم فرمود كه بنده بعد از چهار خصلت استطاعت بهم مىرساند يكى آنكه گشاده راه باشد كه خالى باشد از آنچه او را منع كند دويم آنكه تن درست باشد كه بيمار نباشد سيم آنكه جوارح و اعضايش سالم باشند و معيوب نباشند چهارم آنكه او را سببى باشد كه از جانب خداى عز و جل وارد شده باشد كه استطاعت موقوف بر آن باشد راوى
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: اردكانى
ص٣٨٩