تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
ميگويد كه عرض كردم فداى تو گردم اين خصلت را از برايم تفسير و بيان فرما فرمود آنست كه بنده گشاده راه و تندرست و سليم الاعضاء مىباشد و ميخواهد كه زنا كند و زنى را نمييابد كه با او زنا كند بعد از آن زن را مييابد كه با او زنا تواند كرد پس يا آنست كه خدا او را نگاه ميدارد و از زنا امتناع مىكند چنان كه يوسف امتناع فرمود يا او را در ميان او و اراده‌اش رها مىكند و واميگذارد پس زنا مىكند و زناكننده ناميده مىشود و خدا باكراه و جبر اطاعت نشده و بغلبه نافرمانى نشده يا چنين كسى خدا را باكراه اطاعت نكرده چه او نفس خود را با همهء اسباب نگاه داشته و آن جناب را بغلبهء بر او نافرمانى نكرده چه غلبه در صورت اراده نداشتن گناهست بارادهء حتمى . حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « رضى » گفت كه حديث كرد ما را حسين بن حسن بن ابان از حسين بن سعيد از حماد بن عيسى از حسين بن مختار از اسماعيل بن جابر از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود خداى عز و جل خلق را آفريد و دانست آنچه را كه ايشان بسوى آن باز ميگردند و ايشان را امر فرمود و نهى نمود پس آنچه ايشان را به آن امر فرموده از هر چه باشد بحقيقت كه راه بسوى گرفتن و عمل كردن به آن را از براى ايشان قرار داده و آنچه ايشان را از آن نهى نموده راه بسوى ترك آن را از براى ايشان قرار داده و عمل‌كنندگان به آن و ترك‌كنندگان نباشند مگر باذن خداى عز و جل يعنى بعلم آن جناب . حديث كرد ما را محمد بن حسن « رضى » گفت حديث كرد ما را حسين بن حسن بن ابان از حسين بن سعيد از فضالة بن ايوب از ابان بن عثمان از حمزة بن محمد طيار كه گفت حضرت صادق ( ع ) را سؤال كردم از قول خداى عز و جل
وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ
فرمود سالمون يعنى مستطيعون كه عمل كردن به آن چه به آن امر شده‌اند و ترك كردن چيزى را كه از آن نهى شده‌اند و توانائى دارند و به اين امتحان شده‌اند بعد از آن فرمود كه چيزى نيست از آنچه به آن امر شده‌اند و از آن نهى شده‌اند مگر آنكه در آن از خداى عز و جل آزمايش و قضائيست . حديث كردند ما را پدرم و محمد بن موسى بن متوكل « رضى » گفتند كه حديث
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 390 | اردكانى / الشيخ الصدوق