تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
لهذا شايد كه او تفسير اين را بداند پس آن مرد داخل باغ شد و ديد كه آن مرد على بن ابى طالب ( ع ) است سائل عرض كرد كه يا ابا الحسن تفسير سبحان اللَّه چيست فرمود كه آن تعظيم جلال خداى عز و جل و تنزيه و دور كردن آن جناب است از آنچه هر مشركى در شان او گفته و چون بنده آن را بگويد هر فرشتهء بر او صلوات فرستد . حديث كرد ما را پدرم « رضى » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از محمد بن عيسى بن عبيد از يونس بن عبد الرحمن از هشام بن حكم كه گفت حضرت صادق ( ع ) را سؤال كردم از سبحان اللَّه فرمود كه ننگ و عاريست از براى خداى عز و جل يعنى كلمه ايست كه عار داشتن خدا را ميفهماند از آنچه لائق به او نباشد حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل « رضى » گفت كه حديث كرد ما را على بن حسين سعدآبادى از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى از على بن اسباط از سليمان مولاى طربال از هشام جواليقى كه گفت حضرت صادق ( ع ) را سؤال كردم از قول خداى عز و جل سبحان اللَّه از آن چه قصد مىشود فرمود كه دور كردن آن جناب تعالى يعنى از صفات زشت و معنى اصل كلام اينست كه پاك ميدانم خدا را از همه عيوب و نقائص پاك دانستنى .

« باب چهل و چهارم » در بيان معنى اللَّه اكبر

حديث كرد ما را احمد بن محمد بن يحيى عطار « ره » گفت كه حديث كرد ما را پدرم از سهل بن زياد آدمى از ابن محبوب از آنكه او را ذكر كرده از حضرت صادق ( ع ) كه گفت مردى در نزد آن حضرت گفت كه اللَّه اكبر حضرت فرمود كه خدا از چه چيز بزرگتر است آن مرد عرض كرد كه از هر چيزى حضرت صادق ( ع ) فرمود كه خدا را به اندازه در آوردى آن مرد عرض كرد كه چگونه و بچه وضع بگويم فرمود بگو كه خدا بزرگتر است از آنكه به وصف در آيد . حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « رضى » گفت كه حديث كرد ما را